محدودیت نسبتهای مالی چیست؟


عناصر صورتهای مالی

عناصر صورتهای مالی: صورتهای مالی، اثرات مالی معاملات و سایر رویدادها را از طریق طبقه بندی کلی آنها برحسب خصوصیات اقتصادی شان نمایش می دهد.

این طبقات کلی، عناصر صورتهای مالی نام گرفته اند. ارائه این عناصر در ترازنامه و صورت سود و زیان، متضمن تقسیم آنها به طبقات فرعی است.

به طور مثال داراییها و بدهیها را می توان برحسب ماهیت یا کارکرد آنها در فعالیت تجاری طبقه بندی کرد تا ارائه اطلاعات به گونه ای صورت گیرد که برای اهدا تصمیم گیری استفاده کنندگان حائز حداکثر فایده باشد. این عناصر عبارتند از:

دارایی:

عبارت است از حقوق( حقوق حاصل از مالکیت) نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راههای دستیابی مشروع به آن منافع که درنتیجه معاملات یا سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحدتجاری درآمده است.

عبارت از تعهد انتقال منافع اقتصادی توسط واحد تجاری محدودیت نسبتهای مالی چیست؟ ناشی از معاملات یا سایر رویدادهای گذشته است.

حقوق صاحبان سرمایه:

عبارت از باقیماندهای است که از کسر جمع بدهیهای واحد تجاری از جمع داراییهای آن حاصل میشود.

درآمد:

درآمد عبارتست از افزایش در حقوق صاحبان سرمایه بجز مواردی که به آورده صاحبان سرمایه مربوط میشود.

ارزشگذاری چیست؟

به گزارش واحد پژوهش و تحقیق گروه مالی شریف، ارزشگذاری فرآیندی تحلیلی جهت تعیین ارزش حال یا آینده یک دارایی یا یک شرکت است. فنون بسیاری برای انجام ارزشگذاری وجود دارد. تحلیل­گری که یک کسب و کار را ارزشگذاری می‌کند بر مدیریت کسب و کار، ترکیب ساختار سرمایه آن، چشم‌­انداز درآمدهای آینده و ارزش بازار دارایی‌های آن کسب و کار توجه می‌­کند.

معمولا تحلیل­ بنیادی برای فرآیند ارزشگذاری به کار گرفته می‌شود. همچنین روش‌های دیگری نیز برای انجام این فرآیند مثل مدل قیمت‌گذاری دارایی سرمایه یا CAPM و یا مدل تخفیف سود سهام یا DDM به کار گرفته می‌شود. ارزشگذاری به فرآیند کمی معین کردن ارزش منصفانه یک دارایی یا یک کسب و کار نیز گفته می‌شود.

دو روش مهم در ارزشگذاری

مدلهای ارزشگذاری مطلق

مدلهای ارزشگذاری مطلق سعی می­‌کنند ارزش ذاتی یا “واقعی” یک سرمایه‌­گذاری را فقط بر اساس مبانی بنیاد پیدا کنند و نظر انداختن بر عوامل بنیادی به این معنی است که شما باید بر جریان پول یا نقدینگی، سود سهام و نرخ رشد مرتبط به یک کسب و کار تمرکز کنید و نگران شرکت‌­ها و کسب و کارهای دیگر نباشید. مدل‌­های ارزشی که در این دسته قرار می‌­گیرند شامل مدل تخفیف سود سهام، مدل جریان نقدی تنزیل شده، مدل درآمد باقی­مانده و مدل مبتنی بر دارایی است.

مدلهای ارزیابی نسبی

این مدل در مقابل مدل قبلی با مقایسه شرکت‌­ها و کسب و کارهای دیگر انجام می‌شود. این مدل شامل محاسبه مضرب­‌ها و نسبت‌­های مختلف مثل مضرب قیمت به درآمد و مقایسه آن با شرکت‌­های دیگر می‌باشد.

برای مثال اگر نسبت P/E یک شرکت کمتر از نسبت P/E شرکت دیگر باشد، آن شرکت ارزش کمتری دارد. معمولا مدل ارزشگذاری نسبی، در محاسبه نسبت به مدل ارزشگذاری محض و یا مطلق بسیار آسان­تر و سریع­تر است و دقیقا به همین دلیل است که بیشتر افراد از این روش برای شروع استفاد می‌نمایند.

معادله حسابداری و فرمول آن

فرمول معادله حسابداری که به عنوان معادله ترازنامه نیز شناخته می شود، دارایی ها = بدهی ها + حقوق صاحبان سهام است.معادل انگلیسی معادله حسابداری (Accounting Equation) می باشد.

این معادله پایه تمامی معادلات حسابداری است. این معادله باید توسط اطلاعات موجود در ترازنامه یک شرکت پشتیبانی شود. معادله حسابداری پایه و اساس حسابداری دوگانه است زیرا نشان می دهد که همه دارایی ها با وام گرفتن پول یا پرداخت پول به سهامداران شرکت تأمین می شوند.

مانند تمام معادلات ریاضی در معادله حسابداری هم دو طرف تساوی باید با یکدیگر برابر باشند. و این معادله همیشه ثابت است و هیچ چیز دیگری نباید آن را به هم بزند.

ترازنامه نمایش دقیق تر و پیچیده تری از معادله حسابداری است و منطبق بر معادله حسابداری می باشد. این نشان می دهد که کل دارایی های یک کسب و کار برابر است با کل بدهی ها و حقوق صاحبان سهام. به عبارت دیگر، تمام کاربردهای سرمایه (دارایی ها) برابر با تمام منابع سرمایه است (بدهی: بدهی ها و حقوق صاحبان سهام).

روش دیگر برای بررسی معادله آن:

حقوق صاحبان سهام = دارایی ها - بدهی ها

معادله حسابداری را اغلب معادله حسابداری اساسی می نامند.

سه عنصر در فرمول معادله حسابداری کدامند؟

فرمول معادله حسابداری / فرم معادله حسابداری

فرمول حسابداری :

دارایی = بدهی + حقوق صاحبان سهام

بنابراین، بیایید نگاهی به همه عناصر معادله حسابداری بیندازیم.

درک معادله حسابداری

درک معادله حسابداری :

وضعیت مالی هر کسب و کار، کوچک یا بزرگ، بر اساس دو جزء اصلی ترازنامه ارزیابی می شود: دارایی ها و بدهی ها. حقوق صاحبان سهام، بخش سوم ترازنامه است. معادله حسابداری نمایانگر نحوه ارتباط این سه جزء مهم با یکدیگر است. معادله حسابداری معادله اساسی حسابداری یا معادله ترازنامه نیز نامیده می شود.

در حالی که دارایی ها منابع ارزشمند تحت کنترل شرکت را نشان می محدودیت نسبتهای مالی چیست؟ دهند، بدهی ها نشان دهنده تعهدات آن است. بدهی ها و حقوق صاحبان سهام نشان می دهد که چگونه دارایی های یک شرکت تامین مالی می شود. اگر از طریق بدهی تأمین شود، به عنوان بدهی نشان داده می شود، و اگر از طریق انتشار سهام خالص به سرمایه گذاران تأمین شود، در حقوق صاحبان سهام نشان داده می شود.

معادله حسابداری به ارزیابی اینکه آیا معاملات تجاری انجام شده توسط شرکت به طور دقیق در دفاتر و حسابهای آن منعکس شده است، کمک می کند.

دارایی ها

اولین قسمت معادله حسابداری دارایی ها است. دارایی ها چیزهایی با ارزش هستند که متعلق به یک کسب و کار هستند.

دسته های مختلفی از دارایی های تجاری شامل دارایی های بلند مدت، دارایی های سرمایه ای، سرمایه گذاری ها و دارایی های مشهود وجود دارد. آنها با وام گرفتن از وام دهندگان، دریافت پول نقد از صاحبان و سهامداران یا ارائه کالا یا خدمات به دست آمدند.

دارایی های جاری کسب و کار شامل پول نقد و حساب های دریافتی است، در حالی که دارایی های بلند مدت شامل اسناد قابل دریافت است. اقلامی مانند تابلو های نقاشی، دارایی و تجهیزات، دارایی سرمایه ای محسوب می شوند. اوراق بهادار متعلق به یک شرکت مانند سهام و اوراق قرضه را سرمایه گذاری می نامند. دارایی های نامشهود موجود در ترازنامه شرکت شامل علائم تجاری، سرقفلی، حق ثبت اختراع و حق چاپ است.

در معادله حسابداری آمده است که مقدار دارایی ها باید برابر با بدهی ها به اضافه ارزش سهامدار یا مالک باشد.

تعهدات

قسمت دوم معادله حسابداری بدهی ها است. تعهداتی که به شرکتها و افراد دیگر بدهکار هستند، بدهی محسوب می شوند و می توانند در زمره بدهیهای جاری و بلند مدت دسته بندی شوند.
بدهی های جاری در یک ترازنامه، سررسید شده در سال، شامل حساب های قابل پرداخت، دستمزد یا حقوق و دستمزد قابل پرداخت و مالیات های قابل پرداخت است. بدهی های بلند مدت معمولاً مربوط به موسسات و بانکهای وام دهنده میباشد و شامل اسکناس های قابل پرداخت و احتمالاً درآمد بدون عایدی است.
درآمد کسب نشده از پولی که هنوز برای خدمات یا محصولی که هنوز تحویل نگرفته اید دریافت کرده اید، تعهدی محسوب می شود.

حقوق صاحبان سهام

قسمت سوم معادله حسابداری حقوق صاحبان سهام است. درآمدی که سهامدار شرکت می تواند پس از پرداخت بدهی ادعا کند حقوق صاحبان سهام است.

حقوق صاحبان سهام برابر است با کل دارایی های یک شرکت منهای کل بدهی های آن این را می توان در ترازنامه یافت و یکی از مهمترین معیارها برای ارزیابی سلامت مالی یک شرکت برای تحلیلگران است.

سهامداران ارزش خالص یا دفتری یک شرکت را نشان می دهد.

محدودیت های معادله حسابداری

اگرچه ترازنامه همیشه متعادل می شود، معادله حسابداری اطلاعاتی در مورد عملکرد خوب یک شرکت به سرمایه گذاران ارائه نمی دهد. در عوض، سرمایه گذاران باید اعداد و ارقام را تفسیر کرده و خود تصمیم بگیرند که آیا شرکت دارای بدهی های بسیار زیاد یا بسیار اندک، دارایی های شرکت کافی یا شاید دارایی های شرکت زیاد نیست، یا این که به درستی برای تأمین رشد بلندمدت هزینه های شرکت را تامین مالی می کند.

حسابداری بخش مهمی از اداره یک کسب و کار است. اما، این بدان معنا نیست که شما باید حسابدار باشید تا اصول اولیه را درک کنید. بخشی از اصول این است که چگونه دارایی های خود را پرداخت می کنید با بدهی تأمین می شود یا با سرمایه پرداخت می شود. برای مشاهده تفاوت از معادله حسابداری استفاده کنید.

معادله حسابداری برای چه مواردی استفاده می شود؟

معادله حسابداری برای چه مواردی استفاده می شود؟

در سیستم گزارشگری مالی، یکی از صورتهای مالی (ترازنامه) همچنان نقش اساسی را ایفا می کند و کاربردهای مهمی دارد. ترازنامه، قبل از هر چیز، مالکان را با مدیریت، وضعیت دارایی یک نهاد اقتصادی آشنا می کند. آنها از ترازنامه خواهند فهمید که مالک چه چیزی دارد، یعنی کمیت و کیفیت منابع شرکت که شرکت می تواند در اختیار داشته باشد و چه کسانی در ایجاد این منابع دخیل بوده اند.
ثانیاً، با توجه به ترازنامه، مشخص می شود که آیا شرکت قادر خواهد بود تعهدات خود را نسبت به اشخاص ثالث (سهامداران، سرمایه گذاران، طلبکاران، خریداران، فروشندگان و غیره) به زودی پوشش دهد یا خیر. ثالثاً، محتوای اقلام سرمایه و بدهی امکان استفاده از آن را برای کاربران داخلی و خارجی فراهم می کند. به عنوان شکل اصلی گزارشگری مالی، ترازنامه به شما امکان می دهد ترکیب و ساختار دارایی های یک شرکت، نقدینگی و گردش دارایی های جاری، در دسترس بودن حقوق صاحبان سهام و بدهی ها، وضعیت و پویایی مطالبات و بدهی ها و همچنین اعتبار و قابلیت پرداخت بدهی یک شرکت را تعیین کنید.

داده های ترازنامه به شما امکان می دهد کارآیی قرار دادن سرمایه شرکت، کفایت آن برای فعالیت های اقتصادی فعلی و آینده، اندازه و ساختار منابع وام گرفته شده و همچنین تأثیر جذب آنها را ارزیابی کنید. بنابراین، ترازنامه آموزنده ترین شکل برای تجزیه و تحلیل و ارزیابی وضعیت مالی یک نهاد اقتصادی است و بدون معادله حسابداری، ایجاد این گزارش مالی ممکن نخواهد بود. بنابراین، برای مشاغل بزرگ و کوچک این معادله ضروری است.

برای انجام فعالیتهای اقتصادی، شرکت به بودجه نیاز دارد و این وجوه باید توسط شخصی به شرکت داده شود. وجوه متعلق به شرکت دارایی نامیده می شود. مالک، موسس، بخشی از این دارایی ها را ارائه می دهد. مقدار کل وجوه کمک شده توسط آنها سرمایه اولیه نامیده می شود.

اگر مالک تنها کسی باشد که مشارکت داشته باشد، معادله دارایی = دارایی صاحب منصفانه خواهد بود. با این حال، دارایی ها ممکن است توسط شخص دیگری که مالک نیست، مشارکت داشته باشد. بدهی شرکت به این دارایی ها بدهی نامیده می شود. بنابراین، در حال حاضر این معادله به شکل زیر ظاهر می شود: دارایی ها = بدهی ها و حقوق صاحبان سهام.
سمت چپ و راست معادله همیشه با هم منطبق هستند زیرا دارایی های یکسانی از دو نظر در نظر گرفته می شوند. برابری در دو طرف معادله برای همیشه حفظ می شود و به تعداد معاملات تجاری بستگی ندارد.

نکته: معادله حسابداری به ثبت دقیق کلیه معاملات حسابداری کمک می کند. با این حال، حتی اگر متعادل باشد، هیچ تضمینی برای حذف اشتباهات یا تقلب وجود ندارد. علاوه بر این، نمی تواند اطلاعات زیادی در مورد وضعیت مالی شرکت ارائه دهد. صاحبان مشاغل و سرمایه گذاران برای درک بیشتر تراز ها باید جداگانه به تجزیه و تحلیل امور بپردازند.
چرا معادله حسابداری همیشه در تعادل است؟

هر تراکنش مالی حداقل شامل دو حساب است. این نشان می دهد که یک کسب و کار چه چیزی دریافت کرده و چه چیزی در عوض داده است. به عنوان مثال، می تواند به صورت نقدی (دارایی ها کاهش یابد) برای به دست آوردن موجودی (افزایش دارایی ها) یا گرفتن وام از بانک، همزمان افزایش دارایی ها و بدهی ها را به همراه می آورد.

یعنی تغییرات می تواند در یک طرف معادله صورت پذیرد و یا یکی در طرف راست و دیگری در طرف چپ معادله.

معادله حسابداری نقش مهمی را به عنوان اساس سیستم حسابداری دوبل یا همان 2 طرفه ایفا می کند.

معادله حسابداری و ارتباط آن با جهان هستی و زندگی انسان ها

معادله حسابداری معمولاً به صورت دارایی = بدهی + خالص ارائه می شود. این بدان معناست که مجموع دارایی های یک کسب و کار، همه چیز از پول نقد گرفته تا دارایی تا صورت حساب های پیش پرداخت، باید برابر مجموع بدهی های آن (بدهی ها، وام ها و اجاره نامه ها، درآمد معوق) به علاوه هرگونه حقوق صاحبان سهام در آن تجارت باشد. این معادله از دو جهت قابل بررسی است. اول، همیشه همه چیز رو به متعادل شدن می رود. اگر یک کسب و کار، دارایی جدیدی به دست آورد، باید از دارایی دیگری (مانند پول نقد)، از بدهی (مانند وام) یا از حقوق صاحبان سهام (مانند سود انباشته) برای این کار استفاده کند. این تغییر سرمایه من را به یاد اولین قانون ترمودینامیک از کلاس شیمی دبیرستان می اندازد، انرژی ایجاد یا نابود نمی شود. من معتقد هستم که پول صرفاً نوعی انرژی است که ما برای ایجاد زندگی در این جامعه معامله می کنیم و تغییر می دهیم. یادگیری استفاده از این انرژی، به جای ترسیدن از آن، بخش مهمی از ایجاد رفاه است. در تمام طول روز، در هر روز از محدودیت نسبتهای مالی چیست؟ زندگی خود، چرخه هایی را معامله می کنیم که وقتی به درستی کار می کنند، دائماً متعادل می شوند. تجارت بر اساس زمان و منابع مبادله پول است. ما به کمک هم در مورد نیازهایمان برای درمان مشابه در مواقعی که به آنها نیاز داریم مبادرت می کنیم، همه دنیا اینگونه کار می کنند. من صبح زود از خواب بیدار می شودم که از زمان بدست آمده برای مدیتیشن، مطالعه و ورزش استفاده می کنم. منطقی است که در نظر بگیریم که در زندگی و مشاغل خود چه معامله می کنیم و در آن تجارت چه چیزی دریافت می کنیم. این گونه می توانید تعادل را احساس کنید. انرژی از بین نمی رود بلکه تبدیل می شود، زمان از بین نمی رود بلکه در کار دیگری استفاده می شود. این تعادل در تمام دنیا باقی است و نمونه بارز آن نیز در معادله حسابداری آشکار هست.

مثالی از معادله حسابداری:

برای شرکتی که حسابهای دقیق دارد، هر معامله تجاری حداقل در دو حساب آن نشان داده می شود. به عنوان مثال، اگر یک کسب و کار از یک نهاد مالی مانند بانک وام بگیرد، پول وام گرفته شده دارایی های شرکت را افزایش می دهد و بدهی وام نیز به میزان معادل افزایش می یابد.

یا به عنوان مثال اگر یک کسب و کار با پرداخت پول نقد مواد اولیه بخرد، منجر به افزایش موجودی (دارایی) و کاهش سرمایه نقدی (دارایی دیگر) می شود. از آنجا که در هر معامله انجام شده توسط یک شرکت دو یا چند حساب تحت تأثیر قرار می گیرد، سیستم حسابداری به عنوان حسابداری دوبار نامیده می شود.

نتیجه نهایی در مورد محاسبه معادله حسابداری

معادله حسابداری فرمولی حیاتی برای درک و در نظر گرفتن آن در مورد سلامت مالی تجارت شماست. معادله حسابداری تقریباً در هر جنبه حسابداری تجاری شما عاملی تاثیر گذار و مهم است.

تفاوت میان عوارض و مالیات

همانطور که می دانید حقوق مالی یا به تعبیر دیگر مالیه عمومی باعث گسترش و پیشرفت جوامع بشری در سطح گسترده شده است به طوری که می توان یکی از عوامل رشد و پیشرفت دولتها در سطح جهانی را مالیه عمومی نامید. حقوق مالی یا به تعبیر دیگر مالیه عمومی مجموعه قوانین و مقرراتی است که برنامه های دولت و چگونگی فعالیت های دولت ها را تحت تاثیر خود قرار داده است.

در این مقاله بر آن هستیم تا تفاوت عوارض و مالیات در حقوق مالی را به عرض شما برسانیم و به سوالات شما عزیزان در زمینه حقوق مالی و همچنین تفاوت عوارض و مالیات پاسخ دهیم.

آیا تفاوت عوارض و مالیات را می دانید؟ آیا با تعریف مالیات آشنایی دارید؟ عوامل تشخیص دهنده مالیات کدام اند؟آیا می دانید نرخ مالیاتی چیست؟ آیا در رابطه با نرخ تصاعدی اطلاعاتی دارید ؟

می توانیم اینگونه عنوان کنیم که محل مصرف مالیات به طور کامل مشخص نشده است و همچنین پرداخت مالیات صرف مخارج جامعه می شود و اینکه مالیات به تمام مردم جامعه تعلق دارد.اما عوارض صرفا یک سری خدمات مشخص می باشد که این عوارض به افراد پرداخت کننده داده می شود.

موسسه حقوقی فرهنگ تفاهم با در اختیار داشتن وکلای خبره مالیاتی و مشاورین حقوقی متخصص و مجرب، آماده ارائه خدمات مختلف در زمینه مالیات و دعاوی مالیاتی می باشد.

تعریف مالیات

در تعریف مالیات بهتر است اینگونه بیان شود که مالیات برای پرداخت مخارج عمومی می باشد و پرداخت مالیات برای اجرای سیاست گذاری های مالی می باشد.

عوامل تشخیص دهنده‌ی مالیات

  1. مأخذ و مبنا
  2. مبلغ مالیات
  3. نرخ مالیات

ماخذ و مبنا

ماخذ و مبنا موضوعی است که مالیات به آن تعلق می گیرد که خود ۲ دسته تقسیم می شود:

۲.مبنای غیر اقتصادی

مبنای اقتصادی شامل درآمد،مصرف،ثروت می باشد.

مبنای غیر اقتصادی شامل مالیات و مالیات سرانه می باشد.

تفاوت عواض و مالیات

مبلغ مالیات

در این قسمت بهتر است عنوان کنیم که مبلغ مالیات به نرخ مالیاتی و ماخذ مالیات بستگی دارد. برای محاسبه مبلغ مالیات باید ماخذ مالیات در نرخ مالیات ضرب شود که در این صورت مبلغ مالیات بدست خواهد آمد.

نرخ مالیات

نرخ مالیات خود به ۳ دسته تقسیم می شود:

۱.نرخ تناسبی

۲.نرخ تنازلی

۳.نرخ تصاعدی

نرخ تناسبی

نرخ تناسبی به نرخی می گویند که بدون در نظر گرفتن تغییراتی که در مبنای مالیات اتفاق می افتد همیشه ثابت است و این نرخ به نسبت مساوی به مالیات تعلق میگیرد.

نرخ تنازلی

در نرخ تنازلی هر چه میزان مالیات گسترده تر شود از نرخ مالیات کاسته می شود.

نرخ تصاعدی

نرخ تصاعدی به نرخی گفته می شود که هرچه مبلغ مالیات افزوده شود به مقدار نرخ هم افزوده می شود.

نرخ تصاعدی به ۳ بخش تقسیم می شود.

۱.نرخ تصاعدی کلی

۲.نرخ تصاعدی متمایل

۳.نرخ تصاعدی طبقه ای

نرخ تصاعد کلی

در نرخ تصاعد کلی مبنا مالیات به چند قسمت تقسیم می شود که هر قسمت نرخ مشخصی دارد که با نرخ قبلی کاملا متفاوت می باشد و روز به روز در حال افزایش است.در نرخ تصاعد کلی درآمد با یک نرخ بررسی می شود و فاصله نرخها یکسان نیستند بلکه کاملا متفاوت می باشند.

نرخ تصاعدی متمایل

در نرخ تصاعد متمایل نرخ تصاعدی کاهش می یابد و هرچه مبنا وسیعتر باشد نرخ مالیات افزایش کمتری دارد و یا به عبارتی کاهش می باید.در نرخ تصاعد متمایل نرخ افزایش می یابد ولی از سرعت آن کاسته می شود و اینکه نرخ تصاعدی نوعی نرخ تشویقی محسوب می شود.

نرخ تصاعدی طبقه ای

در این قسمت از نرخ مالیاتی نسبت به مازاد طبقات قبل نرخ تصاعد طبقه ای محاسبه می شود.

تفاوت عوارض و مالیات

تعریف عوارض

«این کلمه به صیغه جمع به معنی نوعی باج است که فرق عمده آن (در غالب مصادیق) با مالیات در این است که به عنوان جبران هزینه هایی که یک موسسه عمومی( اداری یا شهرداری) می کند(در مقابل انجام کار یا خدمت) دریافت می شود و ممکن است مستقیماً یا غیر مستقیم از مصوبات مجلس باشد»

تفاوت عوارض با جریمه

جریمه از امور کیفری(در سطح خلافی) است و جنبه بازدارندگی و تنبیهی دارد.مانند جریمه تخلف ساختمانی یا جریمه تخلفات رانندگی.

تفاوت عوارض با مالیات

عوارض از نظر ماهوی و مبنایی با مالیات تفاوت ندارد.در واقع عوارض نوعی مالیات است که توسط نهادهای محلی صرف امور محلی می شود.در حقوق ایران، عوارض، مختص شهرداریها بوده و متعاقب ایجاد دهیاری ها در روستاهای کشور، جزیی از منبع درآمدی آنها نیز می باشد.عوارض همچون مالیات لزوماً دارای نرخ تناسبی یا تصاعدی نیست.عوارض به مالیات غیرمستقیم(مالیات مصرف یا مالیات بر ارزش افزوده) شباهت بیشتری دارد تا مالیات مستقیم.

موسسه حقوقی فرهنگ تفاهم با در اختیار داشتن وکلای خبره مالیاتی و مشاورین حقوقی متخصص و مجرب، آماده ارائه خدمات مختلف در زمینه مالیات و دعاوی مالیاتی می باشد.

تفاوت عوارض با بهای خدمات

عوارض لزوماً در ازاء خدمات خاص و مشخصی دریافت نمی شود و متناظر و متناسب با یک خدمات خاص نیست؛(همچون مالیات که می دانیم در ازای آن خدمات ارایه می شود، اما نمی توانیم بگوییم چه خدمتی دقیقاً در ازای مالیات پرداختی ما ارایه شده است.)

بهای خدمات، بر خلاف عوارض، در برابر و متناظر با خدمت خاص و مشخص است.مانند بهای خدمات مدیریت پسماند که در ازای خدمات جمع آوری پسماند(زباله) شهری دریافت می شود.

اقسام عوارض

به اعتبار مرجع تصویب

عوارض ملی

عوارضی که نهاد صلاحیت دار ملی یا کشوری(مجلس شورای اسلامی) آن را وضع می کند.مانند عوارض نوسازی در قانون نوسازی و عمران شهری؛ یا عوارض های مندرج در قانون ارزش افزوده.عوارض تصویبی و تنفیذی که در گذشته برقرار می شد نیز از این دسته اند.

عوارض محلی

عوارضی که توسط مرجع صلاحیت دار محلی(شورای شهر و شورای بخش) تصویب می شود.

به اعتبار مرجع وصول

عوارض متمرکز

عوارضی که مرجع وصول آن یکی از ادارات ملی یا کشوری بوده و به صورت ملی وصول و متمرکز می شود.اغلب عناوین عوارضی قانون مالیات بر ارزش افزوده متمرکز بوده و توسط سازمان امور مالیاتی وصول و به حساب تمرکز وجوه وزارت کشور و یا شهرداری محل و یا دهیاری های شهرستان واریز می شود.

عوارض غیر متمرکز

عوارضی که مرجع وصول آن نهاد محلی است و به صورت محلی وصول می شود.مانند تمامی عوارض محلی(برخی از عوارض ملی نیز ممکن است غیرمتمرکز باشند با آنکه ملی هستند مانند عوارض نوسازی)

تفاوت عوارض و مالیات

جایگاه و مبنای قانونی عوارض محلی

مطابق بندهای ۱ تا ۳ ماده ۲۹ قانون آیین نامه مالی شهرداری ها، عوارض عمومی و اختصاصی و بهای خدمات در زمره منابع درآمدی شهرداری ها قرار دارند.

تفاوت عوارض عمومی و اختصاصی

در رویه عملی و اداری شهرداری ها، تفکیک فوق رعایت نمی شود.تفاوت دقیقی نیز بین این دو نوع عوارض ذکر نشده است.اما به نظر می رسد عوارض عمومی، عوارضی است که وصول آن استمرار دارد مانند عوارض نوسازی و عوارض اختصاصی عوارضی است که وصول آن موردی و منوط به تحقق شرایط خاص می باشد و در نتیجه استمرار ندارد.مانند عوارض صدور پروانه ساختمانی که منوط به درخواست ساخت و ساز است.

انواع عوارض ملی

عوارض تصویبی

مستند وضع آن بند الف ماده ۴۳ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت مصوب ۶۹ و بند الف ماده قانون وصول برخی از درآمدهای دولت مصوب ۷۳:

«در صورتی که درآمدهای وصولی ناشی از عوارض تکافوی هزینه های شهرداری ها را ننماید وضع عوارض جدید و افرایش عوارض موجود صرفاً با پیشنهاد وزیر کشور و تصویب رئیس جمهور خواهد بود.عوارض نیم درصد از قراردادهای پیمانکاری از این جمله بوده است.

عوارض تنفیذی

مبنای قانونی آن بند ۱ ماده ۳۵ قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری مصوب ۱۳۶۱ می باشد.

«مادامی که درآمدهای پیش‌بینی‌شده کافی نباشد، شورای شهر می‌تواند با تنفیذ ولی امر برای تأمین هزینه‌های شهرداری عوارضی متناسب با امکانات اقتصادی محل و خدمات ارائه‌شده تعیین نماید.»

نکته:با توجه به اینکه شوراها به موجب قانون فوق هیچ گاه ایجاد نشدند، وزارت کشور به قائم مقامی از شوراها عناوین عوارض را پیشنهاد می نمود و با تنفیذ ولی فقیه عوارض مذکور اعتبار یافته و وصول می شد.

عوارض ارزش افزوده

مبنای قانونی این نوع از عوارض ملی، تصریح قانون مالیات بر ارزش افزوده است.این شکل از عوارض پیشتر نیز با تصویب قانون معروف به تجمیع عوارض سابقه برقراری و وصول داشته است.

عوارض محلی

این گروه از عوارض که از حیث حقوقی مباحث چالش برانگیز تری را در بر می گیرد، با توجه به اختیارات قانونی شوراهای شهر و بخش وضع و توسط شهرداری و دهیاری اخذ می شود.

تفاوت عوارض و مالیات

مبنای قانونی

۱)بند ۱۶ ماده ۷۱ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراها مصوب ۱۳۷۵ و اصلاحات بعدی:

«تصویب لوایح برقراری یا لغو عوارض شهر و همچنین تغییر نوع و میزان آن با در نظر گرفتن سیاست عمومی دولت که از سوی وزارت کشور‌اعلام می‌شود.»

۲)تبصره ۱ ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده:

«شوراهای اسلامی شهر و بخش جهت وضع هر یک از عوارض محلی جدید، که تکلیف آنها در این قانون مشخص نشده باشد، موظفند موارد را حداکثر تا پانزدهم بهمن ماه هر سال برای اجراء در سال بعد، تصویب و اعلام عمومی نمایند.»

نکته:همین حکم با مضمون مشابه در تبصره ۱ ماده ۵ قانون معروف به تجمیع عوارض نیز ذکر شده بود که منسوخ شده است.

محدودیت ها و ممنوعیت های وضع عوارض محلی

الف) محدودیت ها و ممنوعیت های قانونی وضع عوارض محلی

محدودیتهای شکلی

رعایت سیاست های عمومی دولت

در بند ۱۶ ماده ۷۱ قانون شوراها، وضع عوارض محلی محدود و مقیّد به رعایت سیاست های عمومی دولت که از سوی وزارت کشور اعلام می شود، شده است.در سال ۱۳۷۸ آیین نامه اجرایی وضع و وصول عوارض توسط شوراهای اسلامی…به تصویب هیات وزیران رسیده است و متعاقباً در سال ۱۳۸۲ به موجب رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری(به شماره ۳۶۱) مواد متعددی از آن ابطال گردید.( تبصره ماده ۲، ذیل ماده ۸ که هیأتی را با ترکیب خاص مسئول رسیدگی به شکایات در مورد عوارض محلی می‎نماید و همچنین ماده ۱۰ و تبصره ماده ۱۱ و ماده ۱۲ و۱۳ و تبصره ماده ۱۴)

همچنین طبق ماده ۷۷ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراها، شورای اسلامی شهر می‌تواند نسبت به وضع عوارض متناسب با تولیدات و درآمدهای اهالی به منظور تأمین بخشی از‌هزینه‌های خدماتی و عمرانی مورد نیاز شهر طبق آیین‌نامه مصوب هیأت وزیران اقدام نماید.

در وضعیت فعلی رویه عملی بدین ترتیب است که سیاستهای عمومی دولت در مورد عوارض به صورت بخشنامه یا نظریه، از سوی وزارت کشور به شوراها و شهرداری ها ابلاغ می شود.

طی فرایند اداری وضع و اعلام عمومی

پیشنهاد لوایح برقراری عوارض در شهرها بر عهده شهرداری است و شوراهای شهر موظفند لوایح عوارض را حداکثر تا پانزدهم بهمن ماه هر سال برای اجرا در سال بعد ، تصویب و اعلام عمومی نمایند.(تبصره ۱ ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده)

شهرداریها موظفند مصوبات عوارض را برای وزارت کشور ارسال محدودیت نسبتهای مالی چیست؟ کنند.عوارض مصوب یک ماه پس از ارسال برای وزارت کشور قابل وصول است.(تبصره ماده ۷۷ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراها)

منع عطف به ماسبق شدن عوارض

ممنوعیت عطف به ماسبق شدن مصوبات شوراها در تعدادی از آرای هیات عمومی دیوان عدالت از جمله دادنامه شماره ۱۲۸۲ مورخ ۷/۱۱/۱۳۸۶ تصریح شده است؛(برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به مقاله در باب جواز یا عدم جواز عطف به ماسبق شدن مصوبات شوراها، فصلنامه پژوهشی تحلیلی و آموزشی مجد ،سال چهارم، شماره۱۲ و۱۳،ویژه نامه حقوق شهری)

فرق عوارض و مالیات

محدودیت ها و ممنوعیت های ماهوی

وضع و برقراری عوارض محلی بر مواردی که مشمول معافیتهای قانونی(مصوب مجلس) یا دریافت عوارض از اشخاصی که به موجب قانون(مصوب مجلس) از پرداخت عوارض معاف هستند، ممنوع است.مانند معافیت هایی که در قوانین بودجه سنواتی به صورت موردی تصویب می شود.

وضع عوارض بر انواع کالاهای وارداتی و تولیدی و همچنین ارایه خدمات که در قانون مالیات بر ارزش افزوده، تکلیف مالیات و عوارض آنها معین شده است، ممنوع است(ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده)

عناوین متعددی از کالاها و خدمات به صورت مصرّح در قانون فوق تعیین تکلیف شده اند(مانند انواع سیگار و محصولات دخانی و انواع بنزین و سوخت هواپیما؛ حمل و نقل برون شهری مسافر در داخل کشور با وسایل زمینی ) ؛ سایر موارد مشمول مالیات موضوع قانون مالیات بر ارزش افزوده، توسط سازمان مالیاتی به صورت تدریجی اعلام می شود و در نتیجه بر این موارد نیز نمی توان عوارض محلی وضع نمود.

برقراری عوارض به موارد زیر ممنوع می باشد:

۱-درآمدهای مأخذ محاسبه مالیات،(درآمدهای موضوع قانون مالیاتهای مستقیم شامل املاک، حقوق، مشاغل، شخص حقوقی، کشاورزی و اتفاقی)

۲-سود سهام شرکتها

۳-سود اوراق مشارکت

۴-سود سپرده گذاری

۵-سایر عملیات مالی اشخاص نزد بانکها و موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز

محدودیت جغرافیایی وضع و وصول عوارض

تصریح قانونی در مورد قلمرو مکانی و جغرافیایی وضع و وصول عوارض وجود ندارد.اما با توجه به قاعده کلی، حوزه صلاحیت و نفوذ تصمیمات شورا و شهرداری، محدوده و حریم شهر است که در قانون تعاریف محدوده و حریم شهرها…مصوب ۱۳۸۴ تعریف شده اند و به موجب طرح های مصوب شهری اعم از هادی، جامع و تفصیلی تعیین می شوند.

رای شماره ۵۴۴ و ۵۴۵ و نیز رای شماره ۸۳۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص عدم استحقاق شهرداری به وصول عوارض از واحدهای تولیدی خارج از حریم شهرها مؤیّد این نظر است.

نکته پایانی

در نهایت می توان گفت که نرخ عوارض با نرخ مالیات کاملا متفاوت می باشد .مالیات اخذ شده اصولا صرف هزینه های جامعه و هزینه های جاری دولت می شود اما محل هزینه عوارض کاملا مشخص است و به یک سری خدمات مشخص شده تعلق می گیرد.

موسسه حقوقی فرهنگ تفاهم با در اختیار داشتن وکلای خبره مالیاتی و مشاورین حقوقی متخصص و مجرب، آماده ارائه خدمات مختلف در زمینه مالیات و دعاوی مالیاتی می باشد.

افزایش سرمایه چیست؟

افزایش سرمایه چیست؟

شرکت ها به منظور تأمین منابع مالی مورد نیاز برای طرح های توسعه ای، حفظ قدرت رقابت در بازار، اصلاح ساختار سرمایه و پاسخ گویی به نیاز نقدینگی اقدام به افزایش سرمایه می­ کنند. پس از انجام این پروسه تعداد سهام شرکت افزایش می یابد و قیمت تئوری هر سهم به گونه ای تغییر می کند که تغییری در دارایی سهامداران ایجاد نشود. اما در بازگشایی نماد پس از افزایش سرمایه، سهم بدون محدودیت نوسان بازگشایی شده و بسته به جو بازار، ممکن است درصدهای قابل توجهی از سود و زیان را برای سهامداران به همراه بیاورد. بنابراین در ادامه مقاله به معرفی انواع افزایش سرمایه و نحوه اعمال آن ها می پردازیم.

انواع افزایش سرمایه

انواع افزایش سرمایه

افزایش سرمایه انواع مختلفی دارد و هر شرکت با توجه به اهداف و سیاست های مدیریتی خود، یکی از آن ها را انتخاب می کند. به طور کلی، انواع افزایش سرمایه را می توان شامل موارد زیر دانست:

  • از محل سود انباشته
  • از آورده نقدی و مطالبات حال شده
  • از تجدید ارزیابی دارایی های شرکت
  • از محل صرف سهام یا سلب حق تقدم

مراحل افزایش سرمایه به چه صورت است؟

برای انجام این فرآیند، پس از ارائه پیشنهاد هیئت مدیره به مجمع عمومی فوق العاده و تصویب آن و اظهار نظر حسابرس نسبت به گزارش توجیهی، مدارک به سازمان بورس فرستاده می شود و در صورت تأیید این سازمان، اطلاعیه دعوت به مجمع عمومی فوق العاده در خصوص تصمیم گیری نهایی افزایش سرمایه روی سایت کدال بارگزاری می شود.

محاسبه تعداد و قیمت سهام بعد از افزایش سرمایه

بعد از افزایش سرمایه، دارایی ریالی سهامداران از نظر تئوری تغییر نمی کند؛ یعنی با وجود افزایش تعداد سهام آن ها، قیمت هر سهم به همان نسبت کاهش می یابد. برای محاسبه تعداد سهام بعد از انجام این فرآیند، از فرمول زیر استفاده می‎ کنیم:

(100/درصدافزایش سرمایه+1)*تعداد سهام قبلی = تعداد سهام جدید

به عنوان مثال اگر شما 1000 عدد سهم از یک نماد داشته باشید که 70% افزایش سرمایه دهد، تعداد سهام شما بعد از افزایش سرمایه به شکل زیر محاسبه می شود:

1700= ( 0.7 + 1 ) * 1000 = تعداد سهام جدید

اما قیمت سهم بعد از انجام این فرآیند، با توجه به نوع افزایش آن محاسبه می شود که در ادامه بررسی می کنیم.

افزایش سرمایه به چه کسانی تعلق می محدودیت نسبتهای مالی چیست؟ گیرد؟

وقتیکه افزایش سرمایه یک شرکت در مجمع عمومی فوق العاده تصویب می شود، شرکت وارد روند اداری می شود و تمامی سهامدارانی که قبل از تشکیل مجمع عمومی فوق العاده سهام شرکت را داشته باشند، مشمول آن خواهند شد.

به عنوان مثال، یک سرمایه گذار، سهامدار بلندمدت شرکتی که قصد انجام این کار را دارد، نیست؛ اما یک روز قبل از بسته شدن نماد معاملاتی جهت برگزاری مجمع عمومی فوق العاده، سهام را خریداری می کند و به دلیل مالکیت این فرد در روز مجمع، این فرآیند شامل او خواهد شد.

از محل سود انباشته (سهام جایزه)

افزایش سرمایه از محل سود انباشته

شرکت ها بخشی از سود خالص خود در پایان سال مالی را به عنوان سود نقدی به سهامداران پرداخت می کنند و بخش دیگری را تحت عنوان سود انباشته در شرکت نگه می دارند که در ترازنامه آن ها در قسمت حقوق صاحبان سهم قرار محدودیت نسبتهای مالی چیست؟ می گیرد. هنگامیکه شرکت برای پروژه های جدید نیاز به پول داشته باشد و سود انباشته نیز به میزان چشمگیری در دسترس باشد، می تواند اقدام به افزایش سرمایه از محل سود انباشته کند. پس در این حالت، عملا پول جدیدی به شرکت وارد نمی شود، بلکه شرکت از حساب سود انباشته، نیاز مالی مدنظر خود را بر طرف می کند.

به سهامی که از این طریق به سهامداران داده می شود، سهام جایزه گفته می شود. معمولا دو ماه بعد از ثبت آگهی، سهام جایزه به پرتفوی سهامداران اضافه می شود. در روش سود انباشته درصد مالکیت شما در شرکت تغییری پیدا نمی کند؛ به این معنا که از نظر تئوریک میزان دارایی شما نیز تغییری نمی کند، یعنی به همان نسبت که تعداد سهام شما زیاد می شود، قیمت سهام کاهش پیدا می کند.

اگر یک سهم با قیمت پایانی 1500 تومان (15000 ريال) بخواهد 300% افزایش سرمایه از محل سود انباشته بدهد و به عنوان مثال شما هم 1000 عدد سهم از آن را داشته باشید، مطابق فرمول گفته شده در بالا، تعداد سهام شما برابر خواهد شد با:

4000 = ( 3 + 1 ) *1000 = تعداد سهم شما بعد از افزایش سرمایه

اما فرمول قیمت جدید هر سهم پس از افزایش سرمایه از محل سود انباشته به صورت زیر می باشد:

قیمت جدید هر سهم = قیمت هر سهم قبل از افزایش سرمایه/(1+درصد افزایش سرمایه/100)

به عنوان نمونه در مثال اخیر، قیمت هر سهم پس از افزایش سرمایه برابر خواهد بود با:

قیمت جدید هر سهم = 1500/(1+3) = 375

همانطور که مشاهده می کنید، در این فرآیند به دارایی سهامدار چیزی اضافه نمی شود و به همان نسبت که تعداد سهام او زیاد شده، به همان نسبت قیمت هر سهم کاهش یافته است.

از آورده نقدی و مطالبات حال شده

افزایش سرمایه از محل آورده نقدی

در این حالت، نیاز به تامین مالی از سوی سهامداران فعلی شرکت است که این امر باعث می شود که شرکت حق استفاده و حضور در فرآیند مذکور را در ابتدا به سهامداران فعلی شرکت بدهد. به این صورت که پس از برگزاری مجمع، شرکت تعداد جدیدی سهام منتشر می کند که به آن ها حق تقدم می گویند. این سهام حق تقدم به پرتفوی سهامداران فعلی شرکت اضافه می شود و نماد آن، همان نماد شرکت می باشد که به انتهای آن "ح" به نشانه حق تقدم اضافه شده است. به عنوان مثال "کگلح" یعنی حق تقدم نماد "کگل".

افزایش سرمایه در کحافظ

پس از اعمال این فرآیند از طریق آورده نقدی، قیمت هر سهم دچار تغییراتی می شود که به آن خواهیم پرداخت. در مورد قیمت سهام حق تقدم نیز، از نظر تئوریک، قیمت هر سهم حق تقدم، 1000 ریال از قیمت سهام اصلی شرکت باید کمتر باشد. اما از آنجا که سهام حق تقدم نیز به مدت حدودا دو ماه در بورس مانند دیگر نمادها معامله می شود، ممکن است این اختلاف بیشتر و یا کمتر از مقدار گفته شده باشد. سهامداران در مدت 2 ماهه که به آن مهلت پذیره نویسی می­ گویند، می توانند دو کار زیر را انجام دهند.

در این روش شما به ازای هر حق تقدم، 1000 ریال به شماره حساب اعلامی از طرف شرکت پرداخت کرده و پس از طی شدن مراحل آن که حدود 4 الی 6 ماه می باشد، حق تقدم شما به سهم تبدیل می شود.

در این روش شما می توانید در بازه 2 ماهه، حق تقدم خود را در بورس به فروش برسانید. معامله حق تقدم همانند نماد اصلی سهم است، اما دامنه نوسان حق تقدم های شرکت های بورسی 10 درصد است و بازه نوسان حق تقدم های شرکت های فرابورسی، به اندازه بازه نوسانی سهم اصلی است. به عنوان مثال، سهمی با قیمت 17000 ريال اقدام به افزایش سرمایه 60% از طریق آورده نقدی می کند، قیمت جدید سهم به شکل زیر محاسبه می شود:

قیمت جدید هر سهم = (قیمت سهم قبل افزایش سرمایه + (100*درصد افزایش سرمایه/100))/(1 + درصد افزایش سرمایه/100)

لازم به ذکر است که تعداد سهام اصلی شما پس از انجام تمامی مراحل تغییری نمی کند و در عوض، سهام حق تقدم به دارایی شما اضافه می شود. به عنوان نمونه فرض کنید که قیمت هر سهم یک شرکت قبل از افزایش سرمایه به روش فوق، 600 تومان باشد و شرکت قصد دارد تا 300 درصد افزایش سرمایه بدهد. بنابراین قیمت جدید سهم برابر است با:

قیمت جدید هر سهم = (600 + 100*3)/(1+3) = 225

با توجه به مطالب گفته شده، قیمت حق تقدم سهم پس از بازگشایی 100 تومان از قیمت اصلی سهم کمتر و برابر با 125 تومان خواهد بود.

حال اگر پس از یک دوره مثلا دو هفته ای که هم سهم اصلی و هم حق تقدم در بورس معامله می شوند، ممکن است فاصله قیمتی سهام اصلی و حق تقدم به 150 تومان (به عنوان محدودیت نسبتهای مالی چیست؟ مثال) برسد، که در این حالت با توجه به اینکه با پرداخت 100 تومان به شرکت، حق تقدم ما به سهام اصلی تبدیل می شود، پس به احتمال زیاد این کار مقرون به صرفه خواهد بود.

گاهی اوقات شرکت از محل آورده نقدی و مطالبات حال شده، این فرآیند را انجام می دهد و در عین حال مقداری سود نقدی نیز در مجمع سالیانه تصویب کرده است که بین سهامداران هنوز تقسیم نشده است. در این حالت در صورت امکان ( شرکت آن را تعیین می کند) می توانند بین دریافت سود نقدی یا تبدیل اتوماتیک سهام حق تقدمشان به سهم اصلی، یکی را انتخاب کنند.

به این معنا که اگر سهامداران علاقه دارند که سهام حق تقدم خود را به سهام اصلی تبدیل کنند، اگر مطالبات آن ها از شرکت (که همان سود نقدی می باشد) از کل مبلغی که به ازای حق تقدم ها باید به حساب شرکت واریز کنند، بیشتر باشد، دیگر نیاز نیست که به ازای هر حق تقدم 100 تومان به حساب شرکت واریز کنند و از طریقی که شرکت اعلام می کند، به اطلاع شرکت می رسانند که قصد دارند تا سهام حق تقدم خود را از طریق کسر از مطالباتشان به سهام اصلی تبدیل کنند.

از طریق تجدید ارزیابی دارایی های شرکت

افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی های شرکت

در این روش، شرکت ارزش دارایی های خود را مورد تجدید ارزیابی قرار می دهد. با توجه به تورم و افزایش قیمت کالاها، ارزش دارایی یک شرکت در طول زمان افزایش می یابد. در نتیجه، با تجدید ارزیابی دارایی ها، سمت دارایی شرکت در ترازنامه رشد می کند. از آنجایی که بدهی های شرکت تغییری نکرده، حقوق صاحبان سرمایه باید افزایش پیدا کند تا معادله حسابداری برقرار بماند.

به عنوان مثال، فرض کنید که یک شرکت در دهه 60 تأسیس شده است، شرکت مذکور در آن دوره 1000 هکتار زمین را به قیمت صد میلیون تومان خریده است. در طی چند سال فعالیت، شرکت اقدام به خرید دفتر، تجهیزات و املاک جدید هم کرده است.

در دفتر حسابرسی شرکت، قیمت این دارایی ها به قیمت همان روزی است که آن را خریده اند؛ اما با توجه به گران شدن زمین و تجهیزات، می دانیم که ارزش این دارایی ها در گذر زمان تغییر کرده است. افزایش سرمایه از طریق تجدید ارزیابی دارایی های شرکت به این معنی است که شرکت با توجه به قیمت روز زمین، تجهیزات و. قیمت دارایی های خود را به روز رسانی می کند. مثلا قیمت آن 1000 هکتار زمین شرکت از صد میلیون تومان به یک میلیارد تومان رسیده است، در اینجا دارایی شرکت تغییری نکرده یعنی به اندازه آن اضافه نشده، اما قیمت و ارزش آن فرق کرده و سرمایه شرکت از این محل 900 میلیون تومان بیشتر شده است. در این حالت نیز به سهامداران، بسته به میزان سهامی که دارند و درصد افزایش سرمایه، سهام جایزه تعلق می گیرد. قیمت جدید هر سهم نیز مانند روش سود انباشته محاسبه می شود.

از محل صرف سهام یا سلب حق تقدم

پیش از بررسی این مورد، بایستی به تعریف صرف سهام بپردازیم.

صرف سهام چیست؟

طبق قانون، ارزش اسمی هر سهم، 1000 ریال (100 تومان) می باشد و صرف سهام تفاوت بین ارزش بازار یک سهم و ارزش اسمی آن است. یعنی اگر سهام یک شرکت در بازار به قیمت 2000 تومان معامله شود، صرف سهام آن 1900 تومان است.

افزایش سرمایه از طریق صرف سهام چگونه است؟

شرکت می تواند برای افزایش سرمایه از سهامدارنش مبلغی را بین ارزش اسمی سهم (1000 ریال) تا ارزش بازار (قیمت سهم در بورس) طلب کند. در انجام این فرآیند به روش صرف سهام، شرکت به جای دریافت 1000 ریال به ازای هر سهم (همان حق تقدم)، پذیره نویسی سهام جدید را به قیمت بازار آن انجام می دهد. مثلا به جای آنکه از سهامداران 1000 ریال طلب کند، سهم جدید را به مبلغ 2000 ریال می فروشد. تفاوت ارزش اسمی و قیمتی که شرکت طلب می کند، به عنوان صرف سهام در بخش حقوق صاحبان سهام در ترازنامه اعلام می شود.

حال فرض کنید که شرکت افزایش سرمایه از طریق صرف سهام را به میزان 100,000,000 ریال اجرا کند. چون ارزش اسمی هر سهم 1000 ریال است، تعداد 100,000 هزار سهم به سهم های شرکت اضافه می شود. اما از آنجا که به روش صرف سهام و به قیمت 2000 ریال هر برگه سهم جدید را می فروشد، با فروش 50,000 عدد سهم، مبلغ مورد نیاز شرکت برای انجام این موضوع تأمین می شود. باقیمانده سهام فروش نرفته (50,000 عدد) هم بین سهامداران قبلی تقسیم خواهد شد.

کاربرد و انواع صرف سهام

صرف سهام در افزایش سرمایه

سوالی که پیش می آید این است که کاربرد استفاده از صرف سهام چیست و انواع این صرف سهام به چه شکل انجام می شود؟ در ادامه به این سوال پاسخ می دهیم.

در اینصورت، صرف سهام در یک حساب جداگانه قرار می گیرد و عایدی این حساب به تمامی سهامداران (جدید و قدیم) تعلق خواهد داشت.

  • تقسیم صرف سهام بین سهامداران قبلی

شرکت در این حالت باید به سهامداران اطلاع دهد که سود حاصل، از طریق صرف سهام بدست آمده است و البته با تصویب قانون جدید توسط مجلس شورای اسلامی در سال 1399، شرکت ها امکان تقسیم سود نقدی از محل صرف سهام را ندارند.

  • تقسیم صرف سهام به شکل سهم جدید بین سهامداران قبلی (سهام جایزه)

در این روش به میزان صرف سهام، سهام جدید به قیمت اسمی سهم منتشر شده و به سهامداران قبلی داده می شود.

چرا افزایش سرمایه جذاب است؟

همانطور که گفته شد، در طی این فرآیند تغییری در میزان دارایی سهامداران ایجاد نمی شود؛ پس چه چیزی در زمان اعمال آن رخ می دهد که آن را جذاب می کند؟ در واقع این مفهوم به دلیل تاثیری که در کاهش قیمت سهام دارد، باعث ایجاد بار روانی بین فعالان بازار سرمایه، خصوصا تازه کارها می شود. به عنوان مثال، اینکه قیمت سهمی قبل از افزایش سرمایه 10000 تومان بوده و بعد از آن به 900 تومان رسیده، چون در فکر افرادی که در بازار فعالیت دارند، امکان رسیدنش به همان قیمت قبلی وجود دارد، اقدام به خرید این سهم می کنند. همین فکر موجود در بین فعالان بازار سرمایه است که باعث می شود قیمت سهام افزایش یابد. اما به طور کلی می توان گفت که انجام این موضوع از محل تجدید ارزیابی دارایی های شرکت و سود انباشته، از دیگر انواع آن برای مخاطبین و فعالان بازار جذاب تر است.

جمع بندی

افزایش سرمایه در بازار بورس

شرکت های فعال در بورس و فرابورس، هنگامیکه برای طرح های توسعه، سرمایه درگردش، حفظ قدرت رقابت در بازار و. نیاز به نقدینگی دارند، از افزایش سرمایه استفاده می کنند و به طور کلی، این مفهوم از راه های مختلفی از جمله سود انباشته، آورده نقدی و مطالبات حال شده، تجدید ارزیابی دارایی های شرکت ها و یا از محل صرف سهام یا سلب حق تقدم انجام می شود و اخبار مربوط به افزایش سرمایه شرکت ها معمولا برای سرمایه گذاران و معامله گران بازار سرمایه به عنوان یک خبر جذاب محسوب می شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.