چرا استراتژی جذب را انتخاب کنید


حالا می توانید این استراتژی ها را به کار بگیرید و در بخش نظرات میزان بازدهی آنها در تبلیغ گوگل با ما در میان بگذارید. منتظر شنیدن نظرات شما هستیم.

چرا سئو داخلی سایت خوب همچنان یک استراتژی قوی محسوب می شود؟

تمامی فعالیت ‌ها و اقدامات مربوط به کد نویسی داخلی سایت، که به‌ منظور افزایش رتبه سایت در گوگل انجام می ‌شود را سئو داخلی سایت می‌نامند. بنابراین منظور از سئو داخلی سایت ، بهینه‌سازی محتوا و کدهای مربوط به html وب‌ سایت است. انجام درست و اصولی سئو ، علاوه‌ بر تفسیر بهتر موتور های جست‌ و جو از سایت شما، به کاربران نیز برای درک بهتر محتوای صفحات، کمک می‌ کند.

یکی از اساسی ترین جنبه های بازاریابی اینترنتی ، بهینه سازی موتور جستجو یا سئو سایت است. سئو یک سیستم استفاده از ابزارهای آنلاین است که می توانید در وب سایت خود پیاده سازی کنید تا به صفحات خود کمک کند تا در نتایج موتور جستجو موقعیت بالاتری داشته باشند و در معرض دید بیشتر بازدیدکنندگان هدف برای وب سایت شما قرار بگیرد که در نهایت می تواند به مشتریانی که پول می دهند و محصول و کالای سایت شما را خریداری می کنند، تبدیل شود.

جنبه های مختلفی در سئو وجود دارد اما یکی از مهم ترین زمینه های تمرکز سئو در زمنیه سئو داخلی سایت یا On-Page است. سئو داخلی سایت در اصطلاح سئو همچنین شامل بهینه سازی عناصر داخلی صفحات وب سایت شما برای موتورهای جستجوگر می باشد. این نوع سئو به موتورهای جستجو کمک می کند وب سایت شما را بهتر بشناسند ، برای ارزیابی اینکه آیا محتوای شما مربوط به افرادی است که با استفاده از مجموعه ای از کلمات کلیدی به دنبال اطلاعات در مورد هر چیزی هستند ، مربوط می شود.

اگر قصد دارید از سئو به عنوان بخش جدایی ناپذیر از فعالیت های بازاریابی اینترنتی خود استفاده کنید ، داشتن یک درک صحیح از اصول و اهمیت سئو داخلی سایت برای شما بزرگترین مزیت است. در زیر مروری بر این اصول و چگونگی کمک به ایجاد نتایج مطلوب برای وب سایت شما آورده شده است.

سئو داخلی سایت

اهمیت سئو داخلی سایت

در سال های اخیر ، کانال های بازاریابی اینترنتی دیگری ظاهر شده اند که بخش قابل توجهی از بازاریابی آنلاین را به خود اختصاص داده اند. بسیاری از آنها مبارزات آنلاین خود را به کانال های بسیار معروف مانند بازاریابی در شبکه های اجتماعی منتقل کرده و تلاش خود را در زمینه سئو بدون تجزیه و تحلیل دقیق داده های واقعی متوقف کردند. بسیاری تسلیم این افسانه شده اند که “سئو از بین رفته است” و آن را دیگر یک عامل مهم در هدایت ترافیک هدفمند به وب سایت ها نمی دانند.

سئو سایت از بین نرفته است ، و در صورت واقعی بودن کاملاً زنده و بسیار تاثیرگذار است و همچنان مهم ترین منبع هدفمند بازدید از وب سایت ها است. در گزارشی توسط Forrester Research ، نتایج جستجوی ارگانیک وب یا موتور جستجوی طبیعی همچنان در بالای منابع ترافیکی مورد استفاده پاسخ دهندگان نظرسنجی قرار دارد. در این گزارش همچنین آمده است که این درصد با سرعت مداوم در حال رشد است و انتظار می رود طی دو سال آینده به رشد خود ادامه دهد.

اگر می خواهید بازدیدکنندگانی را که در فضای اینترنت وجود دارند جذب سایت خود نمایید، سئو داخلی سایت بسیار مهم است. با این حال ، این بدان معنا نیست که شما یک کانال بازاریابی اینترنتی را نسبت به کانال دیگر انتخاب کرده و بقیه را به طور کامل رها کنید. برای به دست آوردن حداکثر نتایج ، باید هر یک از این کانال ها را بررسی کنید و انتخاب کنید که کدام یک از آن ها می تواند با سئو ترکیب شود تا بهترین نتیجه را بگیرید. اما قبل از این که بخواهید با جزئیات بیشتر به همه این موارد بپردازید ، بهتر است کمی اطلاعات بیشتری در مورد اصول سئو داخلی سایت بدانید

اصول سئو داخلی سایت که باید بدانید

مجموعه مناسب کلمات کلیدی را انتخاب کنید

انتخاب کلمات کلیدی و انتخاب مجموعه مناسب کلمات کلیدی برای هدف قرار دادن بازاریابی اینترنتی شما بسیار مهم است. تحقیق در مورد کلمات کلیدی اولین قدم مهم در هر کارزار بازاریابی آنلاین و بیشتر از آن برای سئو داخلی سایت است. بسیار مهم است که نوع مناسب کلمات کلیدی را انتخاب کنید که مخاطبان مورد نظر را به صفحات وب شما جذب کند – نوعی که بیشترین احتمال پرداخت مشتری را به همراه دارد.

سئو داخلی سایت

نام دامنه های خوب را انتخاب کنید

انتخاب نام دامنه برای وب سایت شما یک عنصر حیاتی در استراتژی های سئو داخلی سایت شما است. یک نام دامنه خوب باید بتواند وب سایت شما را به صورت کلی معرفی کرده و احتمالاً فقط با چند کلمه ساده آن را قابل دسترس کند.

داده های متا خود را بهینه کنید

هر صفحه در وب سایت شما باید بهینه شود تا با استفاده از محتوا و داده های متا ، به ویژه برچسب های عنوان و توضیحات متا ، موتورهای جستجو بتوانند به راحتی آن ها را مورد بررسی قرار داده و رتبه بندی نمایند.

عنوان عنوان – برچسب های عنوان هر یک از صفحات وب شما مانند تبلیغات متنی برای آن صفحه خاص است که خوانندگان بالقوه ابتدا قبل از بارگذاری صفحه واقعی ، در مرورگرهای خود مشاهده می کنند. با ایجاد عناوین منحصر به فرد و توصیفی ، افراد بیشتر به آنچه در وب سایت شما قرار دارد علاقه مند می شوند و برای کاوش بیشتر اغوا می شوند.یک قانون خوب برای ساخت عنوان این است که اندازه آن را بین 4 تا 8 کلمه یا 60 تا 70 حرف نگه دارید.

توضیحات متا خلاصه یا قطعه ای از محتوای موجود در یک صفحه خاص است که در طول نتایج جستجو ظاهر می شود. آنچه شما در توضیحات متا قرار می دهید می تواند خوانندگان را قانع کند تا صفحه شما را باز کرده و برخی از مطالب را بیشتر بخوانند.

محتوای منحصر به فردی ایجاد کنید که کاربران آنلاین بخواهند آن را بخوانند و به اشتراک بگذارند

محتوای منحصر به فرد و با کیفیت بالا همان چیزی است که شما برای سئو داخلی سایت به آن نیاز دارید ، نه تنها برای جلب رضایت آنچه موتور های جستجو برای رتبه بندی صفحه شما بر اساس مجموعه خاصی از کلمات کلیدی پیدا می کنند ، بلکه همچنین باعث می شود بازدید کنندگان شما بخواهند این مطالب را بیشتر بخوانند و به اشتراک بگذارند.

سئو داخلی سایت

محتوای موجود در صفحات وب شما باید به اندازه کافی خوب و مرتبط باشد تا تجربه کاربری خوبی را برای بازدیدکنندگان ایجاد کند تا آنها مایل به ماندگاری بیشتر و بازدید از صفحات و مطالب دیگر باشند. این امر نه تنها به محتوای متن شما بلکه به گرافیک ، کمک ناوبری و سایر عناصر درونی صفحات شما نیز اشاره دارد.

اینها تکنیک های سئو داخلی سایت هستند که می توانید همین حالا برای بهینه سازی صفحات وب خود برای رتبه بندی بهتر در نتایج جستجو ، از آنها استفاده کنید. این فرآیند در ابتدا می تواند وقت گیر و طاقت فرسا باشد ، اما بازدهی و میزان ترافیک هدفمندی که می تواند به وب سایت شما بیاورد ارزش آن را دارد. بنابراین امروز این نکات را در وب سایت خود به کار ببرید و آن را نه تنها برای موتورهای جستجو بلکه برای چشم اندازهای هدف خود کاملاً بهینه کنید.

استراتژی برخورد با نیروی جدید

استراتژی برخورد با نیروی جدید – بی شک تمامی مدیران با استراتژی برخورد با نیروی جدید و تازه استخدام شده رو به رو شده اند. استراتژی برخورد با نیروی جدید مسئله ای است که در این سال هایی که مشغول به فعالیت در حوزه مشاوره مدیرت و مخصوصا مشاوره منابع انسانی بوده ام ، بعد از استخدام هر نیرویی با سوال های مربوط به آن مواجه بوده ام. بدین صورت که روز اول کاری هر کدام از نیروها تماسی از طرف کارفرمای مربوطه داشتم و گپ و گفتی در مورد تمامی جوانب برخورد با نیروی جدید را پشت سر گداشته ام. به همین دلیل لازم دیدیم مقاله ای در این مورد برایتان تهیه کنیم. مسلم است که در این مقاله فقط در مورد بدیهیات صحبت میشود. زیرا همان طور که مستحضر هستید امور دقیق و کامل در این راستا کاملا با توجه به شرایط متفاوت خواهد بود .

نویسندگان: نیما وهنانی و یوسف حاجی قاسمی

ورود نیروهای جدید به یک سازمان، با چالش های گوناگونی همراه است. این چالش ها را می توان از دو زاویه دید مورد بررسی قرار داد. زاویه اول بررسی چالش های ورود نیروی جدید از دیدگاه نیروهای تازه وارد، و زاویه دوم بررسی این چالش ها از نگاه سازمانی است چرا استراتژی جذب را انتخاب کنید که دست به استخدام نیروهای تازه نفس زده است. در خصوص بایدها و نبایدهای رفتاری و حرفه ای فرد تازه استخدام شده بسیار صحبت شده است.

برخورد با نبروی جدید

در این مقاله سعی می کنیم در خصوص زاویه دوم با شما سخن بگوییم. تلاش ما بر این است که با بررسی دیدگاه سازمان ها، شرکت ها و به تبع آن مدیران آن ها در خصوص برخورد با نیروهای جدید، به این مسئله از زاویه ای که عموماً مورد غفلت واقع شده است بنگریم. تعیین دیدگاه رفتار با نیروی جدید، تبیین و بررسی سناریوهای استراتژیک ممکن برای برخورد با این نیرو و در نهایت به اجرا درآوردن بهترین سناریوهای ممکن از ارکان اصلی برخورد با کارمندان جدید محسوب می شود.

لازم به ذکر دوباره است که نکات مطروحه، دارای جنبه عام هستند. به این معنا که چه برای کارمندان جدید در یک سازمان و چه برای کارگران جدید یک کارخانه قابل عملیاتی سازی هستند. چه از دیدگاه مدیر یک سازمان و چه از دید مدیر یک کارخانه، ورود نیروی جدید می تواند چالش هایی را به همراه داشته باشد که نخستین گام مواجه شدن با آن ها تعیین دیدگاه سازمانی برخورد با نیروی جدید است. چه این نیروی جدید یک کارمند باشد و چه یک کارگر جدید برای کارخانه شمرده شود.

چرا داشتن استراتژی بازاریابی الزامی است؟

digital strategy

برای اینکه یک استراتژی بازاریابی دیجیتال ایجاد کنید، از کجا شروع می کنید؟ این یک چالش مشترک برای بسیاری از افراد در مشاغل مختلف است. زیرا با گستره دانش در زمینه دیجیتال مارکتینگ اکثرا می دانند که کانال های دیجیتال و مویابل تا چه حد برای جذب و حفظ مشتری حیاتی هستند. با این حال برنامه یکپارچه ای برای رشد و جذب موثر مخاطبان خود ندارند!


بنابراین از 10 مشکلی که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت، رنج می برند و متاسفانه در مقابل رقبا شکست می خورند.

بیشتر بدانید:

◊ چالش های ایجاد استراتژی بازاریابی دیجیتال کدامند؟


▪ یک چالش مشترک این است که از کجا شروع به تهیه برنامه بازاریابی دیجیتال کنیم.


معمولا این ترس وجود دارد که مدیران فکر می کنند برای ایجاد استراتژی نیاز به انتخاب گستره وسیعی از ابعاد زمانی و امکانات و ابزارهاست. در حالی که بزرگان بازاریابی دیجیتال معتقدند که برنامه ریزی ناب بهترین نتیجه را می دهد.


یک استراتژی خوب را می توان به بهترین وجه در دو یا سه برگه A4 در جدول پیوند دهنده استراتژی های بازاریابی دیجیتال به اهداف کلی و در طبقات مختلف خلاصه کرد.


ما توصیه می کنیم یک برنامه دیجیتال ناب بر اساس برنامه ریزی 90 روزه ایجاد کرده تا بتوانید آن را به سرعت برای جلب توجه مخاطبان تان اجرا کنید.

▪ چالش دیگر دامنه گسترده و مقیاس بازاریابی دیجیتال است.


بسیاری از تکنیک های عالی بازاریابی دیجیتال از جمله جستجو، بازاریابی شبکه های اجتماعی و ایمیل وجود دارند تا تجربه بازاریابی دیجیتال وب سایت شما را بهبود بخشند. بازاریابی دیجیتال نشان می دهد که چگونه با استفاده از چارچوب برنامه ریزی می توان تعداد قابل کنترل تری از فعالیت های بازاریابی دیجیتال را تعریف کرد که سفر کامل مشتری را پوشش دهد.


در داخل هر تکنیک بازاریابی دیجیتال بسیاری از تاکتیک های دقیق وجود دارد که برای موفقیت مهم هستند. بنابراین باید ارزیابی و اولویت بندی شوند. به عنوان مثال محتوای پویا برای اتوماسیون ایمیل، شخصی سازی وب سایت، محتوای برنامه ریزی شده، هدف گذاری مجدد و غیره.

این مطالب نیز به شما کمک خواهند کرد:

digital marketing

◊ دلایل لزوم داشتن استراتژی بازاریابی


1. بدون استراتژی بازاریابی، بی جهت هستید.

بسیاری از شرکت های فاقد استراتژی دیجیتال هدف استراتژیک مشخصی را برای آنچه می خواهند از طریق کسب مشتری جدید یا ایجاد روابط عمیق تر با مشتریان موجود داشته باشند، ندارند.


اگر شما هم اهداف مشخصی برای بازاریابی دیجیتال خود ندارید، احتمالا به این دلیل است که منابع کافی برای رسیدن به اهداف تان را محیا نمی کنید و سعی نمی کنید از طریق تجزیه و تحلیل به ارزیابی شرایط فعلی خود بپردازید.

بیشتر بدانید:

2. بدون استراتژی دیجیتال، مخاطبان آنلاین یا سهم بازار خود را نخواهید شناخت.

اگر تا امروز به این موضوع فکر نکرده اید، بنابراین تقاضای مشتری را برای خدمات آنلاین دست کم گرفته اید. حتی مهم تر از این، بازار آنلاین خود را هم درک نکرده اید!


با انواع گزینه های ارتباطی بازاریابی می توانید به مشخصات مشتریان، رفتار خرید آنها، رقبا و انواع پیشنهادات دسترسی داشته باشید. ابزارهای بسیار خوبی از سیستم عامل های دیجیتال در دسترس هستند که با استفاده از آنها می توانید از سطح تقاضای مشتری مطلع شوید.


توصیه می کنیم با استفاده از برنامه ریز کلمات کلیدی Google یک تجزیه و تحلیل کامل انجام دهید تا متوجه شوید که چطور می توانید مخاطبان هدف را به سمت وبسایت خود سوق دهید.

بیشتر بدانید:

3. سهم رقبای موجود و تازه کار را با داشتن استراتژی بازاریابی به دست می آورید.

اگر منابع کافی را به بازاریابی دیجیتال اختصاص ندهید یا از رویکردی موقت و بدون استراتژی های مشخص استفاده کنید، رقبا قطعا از شما پیشی خواهند گرفت و سهم دیجیتال مارکتینگ شما را خواهند خورد!

4. بدون استفاده از استراتژی بازاریابی، شما پیشنهادهای ارزشمند آنلاین را از دست خواهید داد.

یک پیشنهاد ارزشمند آنلاین مشتری که کاملا مشخص شده باشد و متناسب با انواع شخصیت های مشتریان هدف باشد، به شما کمک می کند خدمات آنلاین خود را بهبود بخشیده و مشتریان فعلی و جدید را به تعامل اولیه و وفاداری ترغیب کنید.


توسعه استراتژی بازاریابی محتوای رقابتی برای بسیاری از سازمان ها یک رکن کلیدی است؛ زیرا محتوا همان چیزی است که چرا استراتژی جذب را انتخاب کنید مخاطبان شما را از طریق کانال های مختلف مانند جستجو، شبکه های اجتماعی، بازاریابی از طریق ایمیل و وبلاگ پیدا می کنند.

بیشتر بدانید:

5. بدون استراتژی بازاریابی، مشتریان آنلاین خود را به اندازه کافی نمی شناسید.

اغلب گفته می شود که بازاریابی دیجیتال "قابل اندازه گیری ترین رسانه" است. اما Google Analytics و موارد مشابه فقط حجم بازدیدها و نه احساس آنها و آنچه بدان فکر می کنند را برای شما بازگو خواهند کرد.


شما باید از اشکال دیگر ابزار بازخورد کاربران وب سایت برای شناسایی نقاط ضعف خود استفاده کرده و سپس آنها را برطرف کنید.

خواندن این مطالب خالی از لطف نیست:

digital marketing1

6. در صورتی که استراتژی بازاریابی ندارید، نه تنها یکپارچه نیستید بلکه کاملا متلاشی هستید.

انجام کلیه فعالیت های بازاریابی دیجیتال بسیار معمول هستند. می توان پکیج های مختلف بازاریابی دیجیتال را به تنهایی اجرا کرد اما مسلما از تاثیر کمتری برخوردار خواهد بود.


همه موافقند که رسانه های دیجیتال وقتی با رسانه های سنتی و کانال های پاسخ گویی ادغام شوند، بهترین عملکرد را دارند. ما همیشه تهیه یک استراتژی بازاریابی دیجیتال یکپارچه را توصیه می کنیم و پس از اتمام تحولات دیجیتال، فعالیت های بازاریابی دیجیتال به عنوان معمول بخشی از برنامه بازاریابی و بخشی از تجارت شما خواهد بود.

7. بدون داشتن یک برنامه دیجیتال، منابع کافی و مهارت های لازم برای رشد را نخواهید داشت.

وجود منابع کافی به برنامه ریزی و اجرای بازاریابی الکترونیکی کمک خواهد کرد و به احتمال زیاد کمبود مهارت های خاص بازاریابی الکترونیکی، باعث عدم پاسخگویی موثر به تهدیدهای رقابتی خواهد شد.

8. شما با کپی کردن منابع و بدون داشتن استراتژی، پول و وقت خود را هدر می دهید.

حتی اگر منابع کافی داشته باشید ممکن است پول و وقت تان هدر رود. این امر به خصوص در شرکت های بزرگ تر بیشتر مشاهده می شود که در آنها تیم دیجیتال مارکتینگ ابزارهای مختلفی را خریداری می کنند یا از نمایندگی های مختلفی برای انجام کارهای مشابه بازاریابی آنلاین استفاده می کنند.

9. بدون بازاریابی دیجیتال آنقدر چالاک و فرز نیستید که بتوانید عقب نمانید و حتی جلوتر از بقیه قرار بگیرید.

اگر به برترین مارک های آنلاین مانند آمازون، دل، گوگل، تسکو، چرا استراتژی جذب را انتخاب کنید زاپوس نگاه کنید، همه آنها پویا و فعال هستند. به طور مداوم در حال بررسی و آزمایش روش های جدید برای به دست آوردن مخاطبان بالقوه و یا حفظ مشتریان و مخاطبان آنلاین خود هستند.

10. بدون بازاریابی دیجیتال شما در مسیر بهینه سازی مارکتینگ خود نخواهید بود.

هر شرکتی که دارای یک وبسایت باشد، دارای تجزیه و تحلیل خواهد بود، اما بسیاری از مدیران ارشد چنین تیم هایی را در مجموعه خود ندارند یا زمان لازم برای بررسی و عمل را به آنها نمی دهند.


هنگامی که یک استراتژی شما را قادر می سازد اصول را به درستی به دست آورید، می توانید به پیشرفت مستمر جنبه های اصلی مانند بازاریابی از طریق جستجو، تجربه کاربری، ایمیل و بازاریابی شبکه های اجتماعی بپردازید.

بنابراین این 10 مشکل اصلی اغلب شرکت ها است که می توان با یک استراتژی کاملا مبتنی بر فکر و استدلال از بروز آنها جلوگیری کرد. و اما خبر خوب این است که دلایل قدرتمندی برای ایجاد یک استراتژی دیجیتالی و تغییر شکل بازاریابی شما وجود دارد که می توانید برای اقناع همکاران و مشتریان خود از آنها استفاده کنید.

بیشتر بدانید:

انتهای مقاله/

ده دلیل برای داشتن استراتژی دیجیتال مارکتینگ

سپاس از شما برای تایمی که به ما اختصاص دادید. در صورت تمایل می توانید در بخش نیاز به محتوا ثبت نام کرده و تولید محتوای وبسایت تان را به گروه تحریریه ما بسپارید.
آسان پن، مجری تولید محتوای حرفه ای _ www.asanpen.com

درباره آسان پن

تخصص ما معرفی کسب و کار شما به کمک ایجاد محتوای مناسب در فضای وب می باشد. پهنه وسیع خدمات آسان پن، نقطه تمایز ما از سایرین است.
آنچه را که باعث بالا رفتن ترافیک و رتبه سئو شما در موتور جستجوی گوگل می شود؛ گروه تحریریه ما برایتان فراهم کرده و شما را با جامعه هدفتان ارتباط میدهیم تا از توانایی های شما آگاه شوند و در نتیجه کسب و کار پر رونق و موفقی داشته باشید.

۴ استراتژی برای جذب سرنخ یا lead بهتر از طریق تبلیغ گوگل

در صورتی که ساخت اکانت گوگل ادوردز خود را به دست افراک بسپارید، علاوه بر دسترسی به حساب اصلی به محض فعال شدن پروموشن کد گوگل برای اکانت شما فعال می شود. برای دریافت اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید. یا درخواست مشاوره بدهید تا کارشناسان ما کمتر از ۲۴ ساعت دیگر با شما تماس بگیرند.

021-284262

۱.کلمات کلیدی دقیق تری انتخاب کنید

همه ی کمپین های تبلیغاتی با کلمات کلیدی آغاز می شوند. کلمات کلیدی ستون فقرات کمپین های تبلیغ گوگل هستند و مشخص میکنند که تبلیغ شما برای چه کسانی نمایش دارد، متن تبلیغتان چطور نوشته می شود و کاربران را به سمت چه صفحات فرودی کشانده می شوند. اولین کار برای جذب سرنخ های با کیفیت، بازنگری در کلمات کلیدی منتخب است.

کلمات کلیدی کوتاه یا بلند؟

برای تبلیغ گوگل خود چه تعداد کلمات کلیدی استفاده می کنید؟

به طور خاص، کلمات کلیدی کوتاه تر تاثیر کمتری بر نتایج کوئری های مرتبط می گذارند.

اگر کلمات کلیدی شما شامل یک تا دو کلمه می شوند، می توانید با اضافه کردن اطلاعاتی به آنها دقیق ترشان کنید.

مخاطب ما کاربرانی هستند که دقیقا می دانند چه می خواهند و کلمات کلیدی طولانی و دقیق برای جذب آنها قطعاً بهتر است. کسی که عبارت قوانین بیمه عمر را جست و جو می کند دقیق تر و مطمئن تر از کسی است که فقط عبارت بیمه عمر را جست و جو می کند. کسی که نوع بیمه خود را نام برده، احتمال اینکه خرید کنند بیشتر است.

چطور کلمات کلیدی دقیق تر استفاده کنیم؟

انواع انطباق واژه Match types

انطباق واژه هم تاثیر زیادی بر روی کیفیت سرنخ دارد. انطباق دقیق Exact match و انطباق عبارت Phrase match گزینه های مناسب تری هستند. پس اگر اکثر سرنخ های شما از طریق کلمات کلیدی با انطباق کلی broad match جذب تبلیغ گوگل شما می شوند، حتماً مشکلی وجود دارد.

برای مقابله با کلمات ضعیف تر باید یکی از این دو استراتژی را در پیش بگیرید:

  • در مورد کوئری های جست و جو و افزودن کلمات کلیدی منفی دقت به خرج دهید.
  • از حالت تطابق کلی broader match کمتر استفاده کنید.

حالت ایده آل، استفاده همزمان از هر دو استراتژی است. یکی از آنها به بهینه سازی احتیاج دارد درحالیکه دیگری تعدا سرنخ های جذب شده را کاهش می دهد. مناسب ترین استراتژی را انتخاب کنید و از ایجاد تغییرات در طول زمان نترسید.

۲. کیفیت متن تبلیغات گوگل ادز را بالا ببرید.

ما همیشه دوست داریم جذاب ترین متن را برای تبلیغات خود را انتخاب کنیم و مراقبیم که از چه عنوان یا فراخوان عملی برای بالابردن نرخ کلیک بر نمایش CTR مفیدتر است و می تواند به افزایش نرخ تبدیل تبلیغ شما کمک کند.

اما نه در زمانی که کیفیت حرف اول را می زند.

وقتی بر روی کیفیت تبلیغ خود تمرکز می کنیم یعنی می خواهیم افرادی را از کلیک بر روی تبلیغ گوگل خود منصرف کنیم. این کار به هوشمندی بالایی احتیاج دارد.

به مثال بیمه عمر برمیگردیم. اگر کسی عبارت قوانین بیمه عمر را جست و جو کند می خواهیم برای آن کوئری نمایش داده شویم. همچنین ما میخواهیم مشتریان بیشتری که به دنبال قوانین مربوط به سایر بیمه ها نیز هستند به سمت تبلیغ ما بیایند. در این صورت می توانیم در متن تبلیغ خود فقط از بیمه عمر صحبت نکنیم و توضیحاتی در مورد سایر انواع بیمه هم بدهیم.

۳. صفحات فرود مختص مشتریان هدفمند خود بسازید نه همه ی مشتریان

حالا که کاربر از دو فیلتر کلمات کلیدی و متن تبلیغ مناسب رد شد چه؟

متن صفحه فرود ابزار دیگری برای جذب مشتری ایده آل است. تقریبا همه ی افراد مشمول دریافت بیمه عمر می شوند اما احتمالا هدف ما افراد جوان تر و سالم ترهستند. بنابراین در قسمت اصلی متن صفحه فرود آن ویژگی هایی را بیان می کنیم که محصول و خدمات ما مناسب آنهاست. بهتر است از تصاویر افراد جوان و سالم و خوشبخت هم در متن استفاده کنید.

۴. به فرم ها ی موجود در تبلیغ توجه کنید

راه مطمئنی برای جلب اطمینان کسانی که فقط برای نگاه کردن به ویترین فروشگاه ما آمده اند این است که از آنها بخواهیم اطلاعاتی در مورد خودشان در اختیارمان قرار دهند. این بیشترین هزینه ای است که برای جذب سرنخ پرداخت می کنیم. اگر به هزاران فرم به درد نخوری که توسط تعداد زیادی سرنخ کم کیفیت پر شده اند توجه کنید به این نتیجه می رسیم که باید مقدار اطلاعات در خواستی در فرم را افزایش دهیم.

برای مثال فیس بوک برای بالا بردن کیفیت سرنخ های جذب شده، با افزودن چند بخش به فرم آن را از تصویر اول به صورت دوم تغییر داده.

گروه دیجیتال مارکتینگ شرکت شما چه اطلاعاتی را بیشتر از همه برای پیگیری سرنخ های جذب شده نیاز دارد. درآمد سالیانه؟ تعداد کارمندان؟ میزان حقوق؟

در مثال بالا با اضافه کردن پرسش در مورد صنعت، عنوان شغلی و نام شرکت، گروه فروش راحت تر می توانند با سرنخ ارتباط برقرار کنند و با یک جست و جو ساده پیش از برقراری تماس به اطلاعات مهمی دست می یابد.

علاوه بر میزان اطلاعاتی که در فرم ها از کاربران می پرسید توجه به اینکه دقیقا به چه اطلاعاتی درمورد آنها نیاز دارید هم مهم است. بین درخواست ایمیل شخصی و ایمیل کاری تفاوت وجود دارد همانطور که کلمات کلیدی بیمه و بیمه عمر متفاوت هستند به همین ترتیب مطمئن شوید که اطلاعات دقیقی را که به آن احتیاج دارید در فرم هایتان از سرنخ ها بپرسید.

بر کیفیت سرنخ ها تمرکز کنید نه کمیت

برای افزایش کیفیت سرنخ های دریافتی، باید بپذیرید که باید بعضی کاربران را از کسب و کار خود برانید. شما باید عامدانه برخی کاربران را از پر کردن فرم های خود منصرف کنید اما این کار در نهایت به کسب بهترین نتیجه برای کسب وکارتان منجر میشود.

حالا می توانید این استراتژی ها را به کار بگیرید و در بخش نظرات میزان بازدهی آنها در تبلیغ گوگل با ما در میان بگذارید. منتظر شنیدن نظرات شما هستیم.

راههای جذب مشتری در مغازه؛ راهکارهایی ساده برای فروش بیشتر

راه های جذب مشتری در مغازه

فروش محصول همیشه هم کار پیچیده‌ای نیست. در ابتدایی‌ترین سطح برنامه‌ی فروش با این پرسش‌ها روبه‌رو می‌شوید که چه می‌فروشید، به که می‌فروشید و چگونه می‌فروشید. طی فرآیند فروش باید تمرکزتان را بر جزئیات محصول و مشتریان حفظ و در ادامه‌ی مسیر نیز باید به روندهای در حالِ تغییر و نیازها یا خواسته‌های مشتریان توجه کنید. با مشاهده‌ی این تغییرات می‌توانید برنامه‌ی فروش خود را با تغییرات و نیازهای ایجاد شده تطبیق دهید و فروش‌تان را بالا نگاه دارید. در این مقاله قصد داریم راههای جذب مشتری را در مغازه مروری کنیم.

روش ۱: نسبت به محصول‌تان تعصب داشته باشید

۱. راجع به محصول‌ اطلاعات کافی کسب کنید

اگر بتوانید اطلاعاتی را در مورد محصول منتقل کنید و به پرسش‌های احتمالی مشتریان پاسخ دهید، آنها متوجه می‌شوند شما واقعا به آن محصول اهمیت می‌دهید. اگر محصولی از نظر شما ارزشمند باشد، احتمال اینکه در نظر مشتریان نیز ارزش داشته باشد، بیشتر خواهد بود.

داشتن اطلاعات در مورد ظاهر و باطن محصول بسیار مهم است. اگر جواب سؤال مشتری را نمی‌دانید، برای مثال می‌توانید به او بگویید: «جواب دقیق سؤال‌تان را نمی‌دانم، ولی پرس‌و‌جو می‌کنم و بلافاصله به شما اطلاع می‌دهم. وقتی جواب سؤال‌تان را پیدا کردم، چگونه می‌توانم با شما تماس بگیرم؟»

۲. بر مزایای محصول تأکید کنید

راههای جذب مشتری در مغازه

آنچه علاوه بر ارائه‌ی اطلاعات در مورد محصول اهمیت دارد، بیان ویژگی‌های محصول به‌عنوان مزایای آن است. این کار موجب می‌شود مشتری متوجه شود چرا باید آن محصول را خریداری کند. برای این کار می‌توانید به موارد زیر فکر کنید:

  • آیا این محصول، زندگی مشتری را ساده‌تر می‌کند؟
  • آیا این محصول، حس لوکس و تجملی بودن در مشتری ایجاد می‌کند؟
  • آیا این محصول چیزی است که افراد زیادی از آن سود می‌برند؟
  • آیا این محصول دوام و کارایی طولانی‌ مدتی دارد؟

۳. به اندازه‌ی کافی در مورد محصول توضیح دهید

راههای جذب مشتری در مغازه

اگر فروش را به صورت مستقیم و فردبه‌فرد انجام نمی‌دهید، حتما باید اطلاعات کافی مربوط به محصول را از طریق بسته‌بندی کالا، نمایش‌های محل خرید (point-of-purchase display، وسایل و علاماتی که به خرده‌فروشان داده می‌شود تا در محل فروش قرار بدهند، مانند پوسترها و جعبه‌های تبلیغاتی) و هر گونه ابزار بازاریابی دیگری ارائه دهید. حتی اگر محصولات را به صورت مستقیم می‌فروشید یا برای تشویق مشتریان بالقوه به خرید، اعلامیه‌ای جذاب می‌نویسید، به نمایش گذاشتن اطلاعات کافی در مورد محصول به شما کمک می‌کند تا بتوانید مشتریان را به خرید ترغیب کنید.

  • تمام اطلاعات محصول باید مفید، درست و کامل باشد؛
  • زبان به کار گرفته شده روی بسته‌بندی محصول و وسایل استفاده شده برای بازاریابی باید واضح، مستقیم و به راحتی قابل خواندن باشد؛
  • برای بهتر به نظر رسیدن محصول، بسته‌بندی و وسایل بازاریابی زمان بگذارید و هزینه کنید (یعنی از عکس‌های با کیفیت، رنگ‌های زنده و غیره استفاده کنید).

روش ۲: ارتباط برقرار کردن با خریدار

۱. علاقه‌تان به محصول را به مشتری منتقل کنید

راههای جذب مشتری در مغازه

فروشنده‌ی خوب، فروشنده‌ای است که به کالای خود ایمان داشته باشد و اشتیاق خود را به مشتری نیز منتقل کند. برای نشان دادن علاقه‌تان به محصول، راه‌های فراوانی وجود دارد.

  • از نقش زبان بدن در بازاریابی و لحن سخن گفتن، غافل نشوید. اگر در مورد محصول واضح صحبت کنید و در زمان بحث کردن در مورد آن از حالات مختلف صورت استفاده کنید، می‌توانید انرژی و اشتیاق‌تان را به مشتری منتقل کنید، ولی اگر در پاسخِ دادن به پرسش‌های مشتری در مورد محصول، زیر لب و آرام صحبت کنید یا دست به سینه بایستید، چنین به نظر می‌رسد که شما فردی سرد و غیرصمیمی هستید یا به آن محصول اهمیتی نمی‌دهید.
  • در مورد چگونگی استفاده‌ی خودتان یا مشتریان راضی دیگر از محصول توضیح دهید. صحبت کردن از ماجراهایی در مورد محصول موجب می‌شود مشتریان اعتماد بیشتری به آن پیدا کنند. برای نمونه، برای فروش شامپو، می‌توانید به مشتری بگویید: «موهای من معمولا خیلی وِزکرده و فِردار است، ولی از زمانی که از این شامپو استفاده می‌کنم، موهایم به صافی و نرمی‌ای که می‌بینید، شده است.»

۲. انگیزه‌های مشتری‌های خود را پیش‌بینی کنید

راههای جذب مشتری در مغازه

شما باید به تمام سؤالات مشتریان در مورد محصول پاسخ دهید و حتی مهم‌تر از آن باید بتوانید سؤالات آنها را پیش‌بینی کنید. این امر نشان‌دهنده درک نیازهای مشتری است. سعی کنید از طریق پرداختن به این نیازها، توانایی برقراری ارتباط احساسی با مشتری را به دست بیاورید.

  • به مشتریانِ معمول خود فکر کنید. چه چیزهایی به آنها انگیزه می‌دهد؟ آنها چه نیازهایی دارند؟ آیا آنها جوان، مجرد یا پولدار هستند؟ آیا ازدواج کرده‌اند و خانواده دارند؟
  • وقتی در ذهن‌تان به تصوری از مشتری‌های خود رسیدید، به این فکر کنید که چگونه محصول شما می‌تواند به آنها کمک کند تا نیازهایشان را برطرف کنند یا به آرزوهایشان برسند.

۳. سعی کنید یخ رابطه‌تان را با مشتری بشکنید

راههای جذب مشتری در مغازه

اگر در بخش فروش کار می‌کنید و رابطه‌ی مستقیمی با مشتری دارید، نحوه‌ی ارتباط برقرار کردن با مردم برای شما بسیار مهم است. به جای پرسیدن سؤالاتی با پاسخ مشخص، مانند «می‌توانم به شما کمک کنم؟»، سؤال‌های مثبت‌تری با پاسخ‌های گوناگون و مفصل‌تر بپرسید، مانند «آیا به دنبال چیزی برای خودتان هستید؟ یا می‌خواهید هدیه‌ای برای فردی خاص بخرید؟» در مورد محصول خود عباراتی به کار ببرید که برای مشتری جالب باشد و موجب شروع بحث و گفت‌وگو شود. برای مثال، اگر در بخش فروش لباس کار می‌کنید، بگویید: «میدونید این رنگ لباسی که انتخاب کردید امسال مد شده؟»

۴. انگیزه‌های مشتری را به ویژگی‌های محصول تبدیل کنید

راههای جذب مشتری در مغازه

در بازاریابی به این کار «جایگاه‌یابی در بازار» یا « positioning» گفته می‌شود و به معنیِ برابر کردن محصول با امیدها و آرزوهای مشتری است. در جایگاه‌یابی هر محصول عوامل مهمی وجود دارد:

  • جایگاه‌یابی محصول باید در بهترین طیف ممکن در بازار انجام شود. از نظر قیمت و تجملی بودن، محصول را در جایگاهی بسیار بالا یا پایین قرار ندهید.
  • در جایگاه‌یابی محصول، حقایق مربوط به محصول را بسته به خریدار بیان کنید. ممکن است که حقایق مختلفی در مورد یک محصول وجود داشته باشد، ولی به مهارت شما بستگی دارد که بدانید کدامیک از آن حقایق، برای خریدی خاص، بیشترین تأثیر را دارد.
  • حقایق را پنهان نکنید یا آشکارا دروغ نگویید. جایگاه‌یابی محصول به معنی فریب مشتری نیست.
  • حقایق را به‌گونه‌ای بیان کنید که از خود محصول فراتر روند. به این معنی که ارزش‌های مطلوب و مثبت مرتبط با محصول همان چیزی است که موجب فروش آن می‌شود. شرکت‌هایی مانند کوکاکولا، اپل و بسیاری از کالاهای مارک‌دار در این ویژگی برتری یافته‌اند. به این فکر کنید که چگونه محصول با سبک زندگی یا ارزش‌های مشتری ارتباط برقرار می‌کند و فقط برای انجام یک کارکرد استفاده نمی‌شود.
  • برای مثال، اگر قصد دارید مینی‌ون نسبتا گرانی را به فرد پولدار و مسن بفروشید، باید از ویژگی‌های تجملاتی آن صحبت کنید. مثلا بگویید: «نگاهی به این تزئینات چوبی بیندازید؛ ببینید که چقدر زیبا هستند. صندلی‌های چرمی نرم آن نیز بسیار راحت هستند. این مینی‌ون برای رانندگی در غروبی زیبا، عالی است.»
  • ولی اگر قصد دارید همان مینی‌ون را به خانواده‌ای با ۳ فرزند بفروشید، باید بر ویژگی‌های کاربردی‌تر آن تأکید کنید. برای مثال بگویید: «ردیف سوم صندلی، فضای زیادی را برای سوار کردنِ افراد بیشتر ایجاد می‌کند. زمانی که برای قرار دادن مواد غذایی، وسایل ورزشی و چیزهایی مانند آن به جای بیشتری نیاز داشته باشید، می‌توانید این ردیف صندلی را به پایین تا کنید تا فضای خالی بیشتری ایجاد شود. راستی فراموش کردم بگویم کیسه‌های هوای جانبی و ترمزهای ضدقفل استاندارد هستند.»

۵. در مورد محصول‌تان صادق باشید

راههای جذب مشتری در مغازه

فقط زمانی محصول شما مشتریان پروپاقرص خواهد داشت که با مشتری صادق باشید، یعنی در ارائه‌ی اطلاعات محصول و همچنین اعتراف به ندانستن چیزی یا مرتکب شدنِ اشتباه شفاف باشید. از صداقت نترسید، زیرا موجبِ ایجاد اعتماد می‌شود.

  • اگر نمی‌توانید به سؤالات مشتری پاسخ دهید یا خواسته‌ی آنها را تأمین کنید، این کار را به اولین فرصتی که توانایی تأمین خواسته‌ی مشتری را داشتید موکول کنید.
  • به مشتریان بگویید در صورت وجود هر گونه سؤال یا مشکلی می‌توانند در آینده دوباره به شما مراجعه کنند.
  • اگر محصولی برای مشتری مناسب نیست، صادق باشید و به مشتری کمک کنید تا چیزی را بیابد که واقعا به آن نیاز دارد، حتی اگر این کار موجب شود، نتوانید کالایی بفروشید، مشتری صداقت و سخاوتمندی شما فراموش نمی‌کند و برای خرید دوباره به شما مراجعه خواهد کرد.
  • برای نمونه اگر سعی دارید خودروی اسپرتی به مشتری‌ بفروشید که ۵ فرزند کوچک دارد و باید هر روز آنها را به مدرسه برساند، به او بگویید: «شاید بهتر باشد یک مینی‌ون یا خودروی جادار و مناسب بخرید، ولی هر زمان قصد خرید خودروی دیگری داشتید، من اینجا هستم تا در انجام یک معامله‌ی خوب به شما کمک کنم.»

۶. فروش را نهایی کنید

راههای جذب مشتری در مغازه

سبک‌ها و روش‌های فراوانی برای نهایی کردن فروش وجود دارد، ولی یکی از مؤثرترین روش‌ها، روش «نزدیک شدن به مشتری» (Always Be Closing) است. وقتی از علاقه‌ی خریدار احتمالی به محصول مطمئن شدید، در پایان می‌توانید جملاتی آزمایشی بپرسید، مانند: «آیا این کالا، همان محصولی است که می‌خواستید؟» یا «چه فکر می‌کنید؟ آیا این محصول، نیازهای شما را برطرف می‌کند؟»

۷. به مشتری فرصت فکر کردن بدهید

راههای جذب مشتری در مغازه

برای بسیاری از خریداران، تلاش فروشنده برای تحمیل کردن محصول، عاملی منفی است. شاید خریدار بخواهد به خانه برود و برای کسبِ اطلاعات بیشتر در وب جست‌وجو کند. در این حالت اجازه دهید او در حالی که حرف‌های پر شور و شوق و حمایتی شما را در ذهن دارد به خانه برود و برای اطلاعات بیشتر در وب جست‌وجو کند. اگر فروشنده‌ای راستگو، کمک‌کننده، باملاحظه و مشتاق باشید و اطلاعاتی که شما در اختیار مشتری قرار دادید مطابق با اطلاعات موجود در وب باشد، احتمالا برای خرید محصول نزد شما بازخواهد گشت.

  • گاهی لازم است به مشتریان اجازه دهید، خودشان تصمیم‌گیری کنند. به آنها فرصتی برای فکر کردن بدهید و در این زمان سکوت کنید. فقط زمانی اطلاعات بیشتری بدهید که خود آنها از شما می‌خواهند.
  • اجازه ندهید مشتری بدون دانستن راه ارتباط با شما محل را ترک کند. اگر در فروشگاه کار می‌کنید، حتما به مشتری بگویید چگونه می‌تواند دوباره شما را پیدا کند (مخصوصا اگر در جای ثابتی در فروشگاه نیستید). برای مثال می‌توانید به مشتری بگویید: «اگر به من نیاز داشتید، من همینجا پشت پیشخوان هستم.» یا «اگر سؤالی داشتید فقط کافی است که به همکاران فروشنده بگویید من را صدا کنند.»
  • می‌توانید اطلاعات تماس‌تان را به مشتری بدهید تا اگر سؤال یا چرا استراتژی جذب را انتخاب کنید اطلاعات بیشتری نیاز داشت با شما تماس بگیرد. می‌توانید کارت ویزیت‌ خود را به مشتری بدهید و برای مثال بگویید: «هر وقت سؤالی داشتید با من تماس بگیرید و در روزهای هفته نیز می‌توانید من را همین جا در فروشگاه پیدا کنید.»
  • از غریزه‌تان استفاده کنید. اگر حس می‌کنید مشتری قصد خرید دارد، در نزدیکی او بمانید، البته بدون اینکه برای او مزاحمتی ایجاد کنید. با این کار، مشتری می‌تواند به سرعت شما را پیدا کند. بدترین حالت ممکن برای خریدار بالقوه این است که تصمیم به خرید بگیرد، ولی نتواند شما را پیدا کند.
  • بهتر است روی یادگیری اصول مشتری مداری بیشتر تمرکز کنید.

روش ۳: فروش محصولات به‌عنوان فروشنده‌ی صاحب کسب‌و‌کار

۱. با تمام جنبه‌های منجر به خرید نهایی محصول آشنا شوید

راههای جذب مشتری در مغازه

شما به‌عنوان فروشنده‌ای که صاحب کسب‌و‌کار هم هست (برای مثال، فروشنده‌ای که صاحب فروشگاه است و در عین حال به فروش محصولات فروشگاه نیز مشغول است) می‌توانید تأثیری فراتر از تعاملِ صرف با خریداران داشته باشید. علاوه بر استراتژی‌های گفته شده در این مقاله، می‌توانید از کارکردهای دیگری نیز برای افزایش فروش استفاده کنید. تبلیغات، تجارت و بازاریابی از کارکردهای پشتیبانی برای فروش هستند. هدفِ نهایی این کارکردهای پشتیبان فروش است و فروشنده‌ی صاحب کسب‌و‌کار باید درک درستی از هر یک از این کارکردها داشته باشد.

۲. محصول‌تان را به بازار عرضه کنید

راههای جذب مشتری در مغازه

شما باید اطلاعات محصول‌ خود را از طریق کانال‌های فراوانی در اختیار مشتریان قرار دهید. امروزه، به لطف پیشرفت‌های به دست آمده در ارتباطات، مکان‌های بالقوه‌ی فراوانی برای ارائه‌ی اطلاعات ایجاد شده است. برای مشاهده‌ی اطلاعات بیشتر در مورد محصول، امکانات فراوانی برای خریداران بالقوه‌تان فراهم کنید. برای این کار می‌توانید از روش‌های زیر استفاده کنید:

    (word-of-mouth)؛
  • تبلیغات (رادیو، تلویزیون، چاپ آگهی، ایمیل، رسانه‌های اجتماعی، تبلیغات آنلاین و غیره)؛
  • نمایندگی‌های فروش؛
  • نمایشگاه‌های تجاری؛
  • همایش‌ها؛
  • فروش با استفاده از تماس سرد (cold call)؛
  • نمایش دادن محصول در فیلم‌ها، مسابقات ورزشی و غیره؛
  • رویدادهای اجتماعی محلی (برای نمونه با هدیه دادنِ محصول به حراج خیریه‌ی محلی، توجه‌ها به محصول شما جلب شده و در عین حال از محصول برای هدفی خیرخواهانه استفاده می‌شود).

۳. عملکرد فروش‌تان را بررسی کنید

راههای جذب مشتری در مغازه

باید در فواصل زمانی منظم، فروش‌تان را تحلیل کنید و از خود بپرسید، آیا این محصول فروش خوبی دارد؟ موجودی کالا کم یا زیاد است؟ آیا سود می‌برید؟ رقبایتان چقدر سود می‌برند؟ پاسخ دادن به این پرسش‌ها برای به حداکثر رساندن فروش و ثابت نگه داشتن آن به شما کمک می‌کند.

۴. در صورت لزوم، مشکلاتِ فروش را پیدا و برطرف کنید

اگر فروش خوبی ندارید باید به دنبال حل مشکل باشید. افزایش فروش می‌تواند مستلزمِ ارزیابی مجدد محصول، پایگاه مشتریان و بازاریابی باشد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.